برای دادخواهی، حقیقت و عدالت
با شنیدن اخبار سرکوب مردم و به ویژه کشتن فجیع ندا، من خیلی ناراحتی اعصاب داشتم. نمی دانستم چه کاری بکنم برای مردم کشورمان. تا اینکه به این فکر افتادم که صدای آنها را به گوش مردم اینجا برسانم. تا حدی هم موفق بودیم. خیلی از مردم این منطقه مرا می شناسند. اینجا محل کار و زندگی من است. من برای آدمهای پیر این محل خدمات اجتماعی داوطلبانه داشته ام. ایرانی هائی که اینجا مغازه دارند یا پزشکان می آیند. آلمانی ها بیشتر می آیند و می گویند هر کمکی که از دستشان برآید، برایمان انجام می دهند. وقتی هوا گرم بود، چهارپایه داشتم. بعضیها می آمدند و می نشستند
يش از بيست سال از کشتار زندانيان سياسی در ايران می گذرد و هنوز هيچ پاسخی به خانواده های اين زندانيان و نيز افکار عمومی داده نشده است که اين افراد چرا و به حکم چه دادگاهی به مرگ محکوم شدند و آيا برای دولتی که در آن سال ها در صدد کسب کامل قدرت بود هيچ گريزی جز کشتار مخالفان وجود نداشت؟ پس از گذشت سالها هنوز تعداد دقيق کشته شدگان مشخص نيست و حاکميت نه تنها تا به حال مسئوليت اين فاجعه و پيامدهای آن را بر عهده نگرفته است ، بلکه حتی در تمام اين سالها با برگزاری مراسم يادبودی که از سوی خانواده ها در معروف ترين گور دسته جمعی اين زندانيان در خاوران و گورستانهای ديگربرگزار می گردد برخورد کرده اند.
امضا کنندگان اين بيانيه اعدام جوانان، صدور حکم اعدام برای زندانيان سياسی و عقيدتی، و نيز برگزاری دادگاههای غيرعلنی را محکوم کرده و مخالفت خود را با مجازات اعدام اعلام می کنند، و از تمامی نهادهای مدنی، حقوق بشری، نيز تمامی اعضای مسؤول جامعه جهانی می خواهند که عليه اين اقدامات ناعادلانه و غيرانسانی شديداً واکنش نشان دهند.
مادر انصاری که همه دوستان دور و نزدیک به پاس مهر مادرانه اش "مادر" خطابش می کردند، روز شنبه ٤ دی ماه ١٣٨٨ در تهران درگذشت. قلب پر زخمش طاقت نیاورد که تا اردیبهشت، سالروز مرگ مسعودش، باز بتپد. قلب پرمهر همخوان همیشگی سرود خاوران یکسال پس از ویرانی خاوران خاموش شد.
بیداران درگذشت مادر انصاری را به خانواده و همه ی مادران خاوران تسلیت می گوید.