برای دادخواهی، حقیقت و عدالت

| بازگشت به صفحه نخست
جستجو
بیداران
جعفر بهکیش

بیداران چهار سالی است که منتشر میشود. نوشته ای که در ادامه میاید، مرور دوباره اهداف بیداران و ارزیابی موفقیت آن در تحقق این اهداف است.

اهداف بیداران چه بوده است:

١- در سالهائی که در گیر مشکلات خانواده ام بودم، این نکته را دریافتم که جمهوری اسلامی هوشیارانه تلاش کرده است که ما را در همان حلقه بسته خودمان محدود نگاهدارد. فکر میکردم هرچند جمهوری اسلامی هیچ خوش ندارد که ما مراسمهای یادبود بستگانمان را برگزار کنیم و هر چه از دستش بر میامده برای منصرف کردن ما از برگزاری این مراسمها انجام داده است، اما آنچه آنان را عمیقا نگران میکند، برگزاری مراسمهائی که تعداد محدود و مشخصی از اعضای خانواده های قربانیان گرد هم جمع میشدند نبوده و نیست، بلکه جلب توجه "دیگران" به مسئله نقض گسترده مبانی حقوق بشر در سالهای دهه اول انقلاب است.

به ویژه اینگونه تصور میکردم که عدم پاسخگوئی جمهوری اسلامی در مقابل بیرحمیهای دهه اول انقلاب یکی از مهمترین دلایل تداوم نقض فاحش حقوق بشر در ایران است و بررسی این جنایتها تنها در صورتی که به خواستی عمومی در جنبش اجتماعی و سیاسی ایران تبدیل شود، ممکن خواهد بود. پس گسترش همکاری و همدردی میان تلاشهای قربانیان و خانواده های آنان و دیگر فعالین یکی از شرطهای لازم برای تحقق این خواسته مهم است.

از همین رو من یکی از اهداف بیداران را تلاش برای گسترش این همراهی و هماهنگی میدانم.

٢- گمان میکنم که مسئله و مشکلات قربانیان و خانواده های قربانیان کشتارها و شکنجه های دهه اول انقلاب و به ویژه مسئله دادخواهی به شکل صحیحی طرح نشده و بیشتر اسیر تندرویها و مماشات گرایشات سیاسی مختلف قرار گرفته است . در این میان مسائل زیر بیشتر مورد توجه ام بوده است:
- ١ امکانات واقعی برای دادخواهی در سطح بین المللی و داخلی مورد بررسی واقع بینانه قرار نگرفته و در بسیاری از موارد از سطح یک شعار سیاسی فراتر نرفته و به مسئله خصوصی احزاب سیاسی رادیکال تبدیل شده است. به همین دلیل بررسی دقیق مسئله حقوقی، سیاسی و اجتماعی دادخواهی را یکی از وظایف بیداران میدانسته و میدانم.
- ٢ جریانات سیاسی که طرفدار مذاکره و همکاری با جمهوری اسلامی و یا جناحهایی از آن هستند، برای خوش آمد این جریانات و یا قانع کردن آنان به انجام مذاکره چشم بر بیرحمیهای انجام شده در دهه اول انقلاب میبندند. برایم این سئوال مطرح بوده و هست که آیا این رویکرد کمکی به توسعه دمکراسی و حقوق بشر در ایران خواهد کرد؟ یافتن پاسخی مناسب به این سئوال و طرح بحث آن را یکی از اهداف بیداران میدانم. ٣- خانواده های قربانیان مشکلاتی روزمره دارند، که لازم است در کنش و واکنش با فعالین سیاسی و اجتماعی و مسئولان جمهوری اسلامی حل و فصل شود و بیداران میتواند به طرح مناسب این مسائل یاری رساند.

٣- کنکاشهایم در نشریات ایرانی، مرا به این نتیجه رساند که جای سایتی که منحصرا به مسئله حقوق بشر بپردازد، در میان نشریات اینترنتی و چاپی خالی است. چهار سال پیش که بیداران را منتشر کردیم، سایتها خبری و سیاسی کمتر به مسئله حقوق بشر میپرداختند. امروز کمتر سایت و یا نشریه اینترنتی را میتوانیم پیدا کنیم که ستونی را به مسئله حقوق بشر اختصاص نداده باشد. امروز هم که این نشریات را مرور میکنم، به این نتیجه میرسم که هنوز نشریه جدی که مسائل حقوق بشر را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد در میان نشریات ایرانی خالی است. در این سالها آموختم که مسئله دادخواهی را نمیتوان جدای از دیگر مسائل حقوق بشر مورد ارزیابی قرار داد. به همین دلیل بیداران میتواند و لازم است به مجله ای اینترنتی در زمینه حقوق بشر تبدیل شود و در صحیتهای اولیه برای تاسیس بیداران این هدف را در مقابل خودمان قرار دادیم که بیداران را به سایتی مرجع در زمینه مباحث حقوق بشر تبدیل کنیم.

بیداران تا چه میزان در تحقق اهداف خود موفق بوده است؟

٤- مقالات منتشر شده در بیداران را که مرور میکنم، مطالب زیادی از کسانی که از حلقه ما (قربانیان خشونتهای جمهوری اسلامی در دهه اول انقلاب) بیرون باشند نمییابم. هر چند بیداران موفق شده است شمار خوانندگان خود را افزایش دهد، اما در جلب همکاری "دیگران" موفق نبوده است. تا چه میزان این عدم موفقیت به محدودیتهای ما و عدم تمایل "دیگران" به همراه شدن با "ما" مربوط میشود؟ در چهار سال گذشته، کوششهای خانواده های قربانیان و کسانی که خواهان توسعه مبانی حقوق بشر در ایران هستند سبب شده است که برخی از موانع عملی برای همراهی و همکاری برداشته شود. اما هنوز موانع نظری برای توسعه این همکاریها در ذهن بسیاری از ما باقی مانده است. آیا برخورد با قساوتهای جمهوری اسلامی در دهه اول انقلاب، کمکی به توسعه مبانی حقوق بشر در ایران خواهد کرد؟ آیا بهتر نیست که توجه خود را به ساختن ایرانی دمکراتیک در آینده متمرکز کنیم و از پرداختن به گذشته ای که جز درد و رنج برای ما چیزی نداشته است پرهیز کنیم؟ آیا پرداختن به این گذشته خونبار آتش نفرت در میان ایرانیان را شعله ورتر نخواهد کرد؟ آیا عاقلانه تر نیست که نیروهای خود را برای تحقق نتایج ملموس در لحظه حاضر متمرکز کنیم؟ آیا بهتر نیست که از پرداختن به مسائلی که جمهوری اسلامی و بسیاری از نیروهای "اصلاح طلب" به ان حساسیت دارند پرهیز کرد تا راه مذاکره و مصالحه با آنان بسته نشود؟ بیداران میتواند به این بحثها بپردازد و امکانات گفتگو میان فعالین و صاحبنظران را در مورد ضرورت و یا عدم ضرورت دادخواهی به وجود آورد.

٥- مطالب منتشر شده در بیداران در زمینه مشکلات خانواده های قربانیان و مسئله دادخواهی را که مرور میکنم، آنرا موفقیتی برای بیداران میدانم. درست است موفق نبودیم که بیداران را به تریبونی برای بحثی تخصصی در زمینه های حقوقي، سیاسی، اجتماعی، فلسفی و روانشناسانه دادخواهی و مسئله و مشکلات قربانیان و خانواده های آنان تبدیل کنیم، اما با همان بضاعت محدودی که داشتیم، موفق شده ایم که مشکلات و خواسته های آنان را بدور از تندرویها و مماشاتهای سیاسی طرح کنیم. موفق بوده ایم که مسائل بدیعی را در زمینه دادخواهی از جمله تردید در امکان شکایت در مراجع بین المللی، بررسی امکان شکایت در داخل کشور، مسئله کمیسیون حقیقت و رابطه آن با دادخواهی، طرح مسئله تواب و نقض حقوق بشر در روابط درون سازمانهای سیاسی به عنوان بخشی از پروسه دادخواهی را طرح کنیم.

اما بیداران موفقیتی در بررسی سئوالات اساسی موجود در زمینه دادخواهی و بررسی و نقد نظریات موجود در میان فعالین حقوق بشر و دانشگاهیان نداشته است. از بیداران به عنوان سایتی که بخش مهمی از مطالب و عمده ستونهای خود را به مسائل مربوط به دادخواهی اختصاص داده است، انتظار میرفت که به سئوالات اساسی بپردازد، نظیر، آیا مجازات مسئولان جمهوری اسلامی که در جنایتهای انجام شده دست داشته اند و یا در صدور فرمان آن دخالت کرده اند بخشی ضروری از پروسه دادخواهی است؟ آیا نهادهائی نظیر کمیسیون حقیقت میتوانند جایگزین محاکمه متهمان گردند؟ آیا "عدالت انتقالی" را باید به این مفهوم درک کرد که محاکمه کسانی که مسئول بیرحمیهای رژیم گذشته هستند، به زیان توسعه دمکراسی و حقوق بشر است؟ آیا تصور طرح شکایت در دادگاههای جمهوری اسلامی مشروعیت دادن به سیستم قضائی معیوب جمهوری اسلامی نیست؟ آیا مجاز هستیم برای تامین عدالت در ایران همکاری با کشورهائی که پرونده ای سیاه در زمینه حقوق بشر دارند را بپذیریم؟ آیا از نظر حقوقی، اخلاقی و سیاسی صحیح است که عدالت را قربانی ثبات سیاسی و صلح کنیم؟

٦- سه سال قبل آقای زاهدی در مطلبی به نام "یک سال با بیداران" چنین نوشتند: "کمبود (یا در واقع نبود) مقالات نظری امکان نمیدهد که حدس بزنیم از نظر بیداران مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر چقدر میتواند حهانشمول باشد؟ آیا تفسیرهای بومی متناسب با شرایط خاص فرهنگی از آن ممکن است؟ اگر آری، این تفسیرها برای ایران چه معناهایی ممکن است داشته باشد؟ آیا اساسا حقوق بشر مقوله ای مدرن است و با دیگر اجزای مدرنیته نسبت و پیوند دارد؟ در این صورت رابطه ی آن با مقوله پیشامدرن و پسا مدرن چگونه است؟ جقوق زنان، کودکان، کارگران و دیگر اقشار و طبقات اجتماعی چگونه به همدیگر و به اعدام و شکنجه مربوط است؟ نگاه روشنفکران معاصر ایران (چپ، ملی، مذهبی و ...) به این مقوله ها چگونه بوده است و از چه آبشخورهایی تغذیه می کرده است؟" هر چند بیداران در ابتدا ستونی را به اصل نوزده و سپس به اعلامیه جهانی حقوق بشر اختصاص داده است، اما مطالب منتشر شده در این زمینه بسیار محدود و ناامید کننده است. تقریبا هیچ مطلب نظری قابل توجهی در مورد مباحث حقوق بشر در بیداران منتشر نشده است.

**********************

در بالا بیشتر کمبودهای بیداران مورد بررسی قرار گرفته است. اما بیداران نمیتواند موفق شود اگر توجه لازم را به تنوع دیدگاههای رایج در جنبش سیاسی و اجتماعی ایران به مسئله توسعه حقوق بشر به شکل کلی و مسئله دادخواهی به شکل مشخص معطوف نکند و محدودیتهای سیاسی و ایدئولوژیک آنها را مورد بررسی قرار ندهد.

این سئوال وجود دارد که افرادی مانند خانم عبادی، که صمیمانه و مصرانه در جهت توسعه مبانی حقوق بشر در ایران فعالیت کرده و میکنند و علیرغم آنکه اطمینان دارم که ایشان بر نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در دهه اول انقلاب صحه میگذارند، چرا از پرداختن به این مسائل پرهیز داشته اند؟ آیا اتفاق نظر همه جناحهای جمهوری اسلامی در ایجاد مانع و یا جلوگیری از طرح مسئله بررسی جنایتهای جمهوری اسلامی در دهه اول انقلاب سبب نشده است که فعالین اجتماعی داخل کشور از پرداختن به این مسئله خودداری کنند؟

همچنین برخی از فعالین ایرانی بر این نکته تاکید میکنند که اعمال خشونت در ایران تنها به جمهوری اسلامی محدود نبوده و احزاب سیاسی مخالف دولت نیز همین روش را به شکلی گسترده در مبارزه با دولت جمهوری اسلامی مورد استفاده قرار داده بودند و هر دو طرف مسئول جنایتهای انجام شده در این مرحله از حیات سیاسی ایران هستند. آیا میزان مقبولیت این نظر در میان فعالین سیاسی و اجتماعی ایران مورد بررسی قرار گرفته است؟ آیا این نظر سبب کاهش حمایت از خواست دادخواهی نشده است؟

بیداران میتواند محل انتشار و بحث در مورد این دیدگاهها باشد.

*****************************

انبوه سئوالاتی که در بالا با خوانندگان در میان گذاشتم و بسیاری سئوالات دیگر که زندگی و آموزه های مان در مقابلمان قرار خواهد داد، منرا متقاعد میکند که هنوز انتشار نشریه ای که به این مسائل بپردازد، از وظایف عقب مانده ماست. بیداران میتواند به چنین نشریه ای تبدیل شود.

برای تحقق این مسئله باید روش گذشته امان را تصحیح کرده و دست یاری به سوی همگان دراز کنیم، خوشبین هستم که تنها نخواهیم ماند.


Faire un commentaire

© بیداران 2018 سايت با اسپيپ درست شده است بوسيله ى Cleverlink -- RSS