برای دادخواهی، حقیقت و عدالت

| بازگشت به صفحه نخست
جستجو
بیداران

روز جمعه به مناسبت نوروز، خانواده های جانباختگان، به همراه جمع کثيری از مردم، در گورستان خاوارن گرد هم آمدند. حضور گسترده مردم، بخصوص جوانان، با دسته های گل، جلوه زيبای به اين گلستان داده بود. همه جا غرق گل بود، مادران جانباختگان، مادران بهترين فرزندان آفتاب، که *مدال صلح، به سينه نشانده اند، و اين مدالها را با دلی آکنده از اندوه و درد، اما سری افراشته و مغرور، به حاضران خوش آمد می گفتند و با سبزه هائی که با ياد عزيزانشان کاشته بودند، آرامگاه آنان را سبزه باران و گل افشان کردند.

چه زيباست غرور و سرافرازيشان، و چه دلنشين است متانت و استواريشان. مراسم با يک دقيقه سکوت و خواندن قطعه شعری بمناسبت نوروز توسط يک از اعضای خانواده جانباختگان شروع شد و پس از آن چندين تن از اعضای اين خانواده ها با خواندن شعر و مقاله مراسم را ادامه دادند.

آقای زرافشان هم با پيام تبريک به مناسبت روز زن سخن خود را آغاز نمود و ياد اين جانباختگان را گراميداشت. عده ای از جوانان که از اعضای همين خانواده ها بودند، قطعات موسيقی زيبای نواختند و ترانه هائی به ياد آن عزيزان، که کمتر خاطره ای از آنها به ذهنشان مانده است، سرودند. فرزندان جانباختگان، با حضور فعال در گلزار، تمام لحطات در تلاش و تکاپو بودند تا اين مراسم به نحو پسنديده ای برگزار شود. آنان با دقت، ظرافت و وسواس خاصی، گل و سبزه بر خاک می افشاندند و می نشاندند.

در اين مراسم تقريبا هيچ مامورحکومتی حضور نداشت و مراسم به آرامی ادامه يافت، شکوه و عظمت آن بقدری بود که همه را تحت تاثير قرار می داد.

چندين مقاله و شعر خوانده شد و در پايان مراسم، به رسم هميشه، همگی با خواندن سرود، سرتاسر خاوران را، آنجائی که دلبندانشان آراميده اند، گل باران کردند.

حضور مادرانی که توسط نوه های خود کمک می شدند، تا بتوانند اين مسير را طی کنند، آميخته از غرور و صلابت و پايمردی بود. آخر آنان برای حفظ اين خاک مرارتها کشيده اند. خواهر يکی از اين جانباختگان قطعه زير را به مناسبت اين روز در مراسم سروده است .

به مناسبت بيستمين نوروز

می خواهند تاريخ حماسه تان را فراموش کنيم

می خو اهند يادمان برود که از حلقه های يادبود همسرانتان هم گذشت نکر دند

لباسها، نو شته ها ،عکسها و وصيت نا مه ها يتان را هم ندادند

گويی بس نبود که پيکر بی جانتان را با آهک متلا شی کردند

می خو اهند ، استخوانهای شلاق خورده اتان را مخفی کنند

می خواهند تاريخ ، جسم بی نياز به کفن تان را

که انديشه ها ی سپيد مصممش می کرد فراموش کنيم

می خواهند گلستان را گورستان کنند

پيراهن چهار خانه ، اندام استخوانی ، مو های سياه ، سفيد و جو گندمی

که از لابه لای دوغاب ماسه و آهک

با سيلا ب های بارا ن بيرون زده بود فراموش کنيم

و قار قار کلاغ های نفرينی تابستان ۶۷ را بر فراز گلستان خا وران

بطری های فرو رفته در زمين آ هکين برای سيرابی چند ساعته ی گلهای گلستان

و عطش فرزندان مات ومبهوت تان را در آن بيابان بی آب و علف

که می گشتند تا به تکه زمينی حس يابند و بر آن سنگی نشان کنند و گور خيالی بابا را علامت بزنند

می خواهند اين سند خاکی را از ما بگيرند

خاک پر از برکه و زر را

تا تبديل به گورستانی عادی نمايند

آنها غافلند که ما نزديکان به خون خفتگان گلستان تا زنده ايم

آ رزوی اين رذالت را بر دل سياه کور دلان باقی خواهيم نهاد

ما امسال را هم بهار با تجديد عهد با عزيزانمان شروع می کنيم و با درسی که از مقاومت ، شهامت و پايداريشان آ موخته ايم ، تا اثبات بی گناهيشان از پای نمی نشينيم

باشد که ديگر اين جنايت ها در تاريخ تکرار نگردد (* اين مدالها بدليل شرکت اين مادران در انتشار قعطنامه صلح به آنان اهدا شده است.) (*برکه و زر اشاره به شعر خاوران )


Faire un commentaire

© بیداران 2018 سايت با اسپيپ درست شده است بوسيله ى Cleverlink -- RSS