برای دادخواهی، حقیقت و عدالت

| بازگشت به صفحه نخست
جستجو
بیداران
مديريت بيداران

قرباني انساني ست که ...........
قرباني در فرهنگ لغت به معناي "کشتن جانداري درراه خدايان، فداکردن به منظوري مذهبي و خداپسندانه" آمده است.
اما وقتي از قربانيان سياست خشونت و نقض حقوق انساني سخن مي گوييم و به ويژه در باره ی آنهايي که در اين رابطه جان داده اند، بيش و بيش از هر چيز از انسان سخن مي گوييم. قرباني شايد صفتی مناسب برای مفهوم حقوقي انساني باشد که زنداني و شکنجه و يا اعدام شده است، و يا در کلي ترين تعريف، بر جان و روح خود و خانواده و اطرافيانش صدمه وارد آمده است، اما نامي مناسب برای بازگويي فاجعه ای که بر انسان رفته نيست. متاسفانه اين مهم در بسياری از مواقع در مقاومت در برابر سياست خشونت فراموش مي شود. سياست خشونت در اصلي ترين شکل خود توسط دولت ها به پيش برده مي شود، به اين مفهوم مقاومت در برابر آن، مبارزه ای بر قدرت است و بدين معنا و درعام ترين تعريف مبارزه ای سياسي .
در بسياری از موارد در مبارزه سياسي و نسبت به شدت اعمال خشونت در جامعه، برای هر دو سوي معادله ی قدرت، يعني نيروی "در قدرت" و نيروی "در پي کسب قدرت"، "قرباني" نقشي عمده ايفا مي کند. نقشي برانگيزاننده و نمادين، نقشي که وجدان و احساسات در جامعه را مي تواند متاثر کند و در تهييج جامعه به له و يا عليه يکي از طرفين، حتا نقشي تعيين کننده داشته باشد. اينگونه با تاکيد بر اين نقش است که "قرباني" از مفهوم انسان اش خالي مي شود و به عنوان ابزاري در "جنگ قدرت" به کار گرفته مي شود. اين روند "قرباني" را به عدد و آمار تبديل مي کند و "مبارزه" بر سر کم و بيش کردن اين "ارقام" متمرکز مي شود. اينگونه، آن چه اتفاق افتاده، فاجعه ی يک قتل و يا قتل عام، ربودن فردی ويا زنداني و شکنجه کردن او به خودی خود مهم نيست، که استفاده از "قرباني" در معادله قدرت و در لحظه حادثه است که اهميت مي يابد. بارها ديده ايم که "قرباني" مدتي پس از "لحظه ی حادثه" به آرشيو مي رود و فراموش مي شود و يا روح جانداده در هر "لحظه" که نياز باشد، احضار مي شود.. "قرباني" اين بار با از دست دادن چهره و هويت انساني اش دوباره قرباني مي شود. اينگونه، نبرد با فراموشي به هنگام فراموشي هيبت انساني قرباني، فقط نبرد برای قدرت است و نه تلاش برای حفظ حافظه ی جمعي و تبديل آن به حافظه ی تاريخي، که مي تواند متضمن عدم نقض حقوق انساني و پايان دادن به قرباني ساختن انسان و پايمال کردن کرامت انساني در برابر قدرت است.

مبارزه با سياست خشونت و نقض حقوق انساني، بيش و پيش از هر چيز نشان دادن کراهت چهره ی اين سياست در تحميل مصيبت مرگ و جدايي قرباني از جمع عزيزان اوست. براي پايان دادن به قرباني گرفتن و قرباني کردن در برابر قدرت خدايان زميني و آسماني، براي نشان دادن فاجعه لازم نيست که انسان را، حتا با پاک ترين نيت، از مفهوم اش تهي و فقط به اصطلاح حقوقي تبديل نمود و يا بدتر به عدد و آمار. "قرباني"، خواهر، برادر، پدر و مادر، همسر، دوست و خويشاوندي ست که در ميان ما مي زيسته و بوده و هنوز هم "او" به دور از محاسبات "مبارزه" و "کشمکش قدرت"، در ذهن و زندگي خانواده اش حضور دارد. و در هر لحظه ي شاديانه و يا غمانه ي زندگي، با ماست.
برای آنکه عمق فاجعه اي را که بر ما رفته است، گواهي دهيم، به جاي عدد و آمار چهره هاشان را بشناسيم و بشناسانيم. تا فراموشي نتواند فقط عددها و آمارها را به آساني پاک کند. آنان امروز هنوز با خاطرات، يادگارها، نامه ها و وصيت نامه هاي شان با ما هستند. برای نشان دادن فاجعه کافي ست که چهره ی "آنان" را ترسيم کنيم. با نشان دادن اين چهره بگوييم که قرباني، انساني بوده چون ما و شما هر چند که در سايه ي عداوت خدايان قدرت، قرباني شده است. بگوييم اين انسان و اين چهره با ماست و نخواهيم گذاشت تا غبار نسيان بر حافظه ها بنشيند، تا خدايان قدرت، در سايه ی فراموشي دوباره داستان قرباني و فاجعه را تنها روايت تاريخ ما کنند. برای ما، تا روزی که عدالت در باره ی " تيره روزاني را که جنايت را چون مذهب حق موعظه کردند" اجرا نگردد، که در سايه آن قرباني گرفتن به هرگز تاريخ رود، آنها هستند، و با تصوير کردن هر چهره مي گوييم: آنچه مي کشد مرگ نيست فراموشي ست. به ياد آر.

ارسال تعداد بسياري نامه، وصيت نامه و زندگي نامه، انگيزه ما براي اين چند خط بود نا بگوييم بيداران به عنوان بخشي از خانواده ها ی قربانيان، ثبت و انتشار اين مجموعه را همانگونه که پيشتر گفته ايم، وظيفه خود مي داند. اين وظيفه حافظه است و نه فقط به منظور جمع آوری اسناد فاجعه که سوی ديگر فاجعه، فاجعه فراموشي انسان است.

اين مجموعه را با انتشار مقاله ي شهلا شفيق درباره ي وصيت نامه ها، آغاز مي کنيم<


Faire un commentaire

© بیداران 2018 سايت با اسپيپ درست شده است بوسيله ى Cleverlink -- RSS