برای دادخواهی، حقیقت و عدالت

| بازگشت به صفحه نخست
جستجو
بیداران

مادر انصاری که همه دوستان دور و نزدیک به پاس مهر مادرانه اش "مادر" خطابش می کردند، روز شنبه ٤ دی ماه ١٣٨٨ در تهران درگذشت. قلب پر زخمش طاقت نیاورد که تا اردیبهشت، سالروز مرگ مسعودش، باز بتپد.

"مسعود را دیدم خودش بود" شاهد به زیر خاک کشاندن ستارگان بود در خاوران در روزگاران خاکستری دهه شصت. هم آنجا که شحنه ها می گفتند "کسی در خاوران نیست." مادر انصاری به چشم خود پسرش مسعود را در خاوران دیده بود. این را همه می دانستند که در یکی از شب های اردیبهشت ١٣٦٦ چند روز پس از اعلام خبر اعدام مسعود به خاوران رفته و مزار پسرش را شکافته بود تا از غروبش در خاوران مطمئن باشد. زخم این واپسین دیدار برای همیشه بر قلبش ماند.

قلب پرمهر همخوان همیشگی سرود خاوران یکسال پس از ویرانی خاوران خاموش شد. خاوران اوج بیداد بر این مادران بود که با صبر و شهامت آنها "میعادگاه مادران" شد تا "حقیقت" ماندگار در تاریخ ما باشد.

مادر اما زجر کشید. سال ها آواره ی در زندان ها بود و دلهره ها کشید. یار مادران و همسران بود و لبخندش غبار غم از چهره کودکان زندانی و اعدامی می زدود. زجر کشید اما هیچ کم نداشت در راهی که خود را چو سرو بر سایبان فرزندانش بگستراند تا سربلندان جامعه باشند.

دریغ از مرگشان که اما نه خاموشی می پذیرند و نه فراموشی. خاطره شان نیشتری است بر قلب سکوت تا دادخواهی آواز هزاران هزاران یاس باشند که در برابر داس ها ماندگارند.

بیداران درگذشت مادر انصاری را به خانواده و همه ی مادران خاوران تسلیت می گوید.


© بیداران 2018 سايت با اسپيپ درست شده است بوسيله ى Cleverlink -- RSS