برای دادخواهی، حقیقت و عدالت

| بازگشت به صفحه نخست
جستجو
بیداران
جعفر بهکیش

اعدام دو جوان در تهران به جرم مشارکت در اعتراضات پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، واکنش بسیاری را در میان نیروهای حامی حقوق بشر، احزاب سیاسی و دولتها سبب شده است (این دو نفر قبل از انتخابات بازداشت شده بودند). این اولین بار نیست که مخالفان سیاسی در جمهوری اسلامی اعدام می شوند و همه می دانیم که اعدام ها از همان روزهای اول پیروزی انقلاب آغاز شد و تا امروز با افت و خیزهای زیادی ادامه داشته است. مروری بر گذشته اعدام در جمهوری اسلامی نشان از آن دارد که اعدام یکی از مهمترین اجزا سیاست رسمی برای پاسخ گوئی به هر گونه اعتراض و دگر اندیشی و دگر باشی در جمهوری اسلامی ایران بوده است.

پس از انتشار خبر اعدام، نگران هستیم که آیا این موج جدید از اعدام های سیاسی تا کجا و با چه شدتی ادامه خواهد داشت؟ بسیاری را گمان بر این بود که بدون توجه به وابستگی های سیاسی لازم است که این اعدام ها محکوم شوند. سکوت دو روزه در میان اصلاح طلبان به شدت سئوال بر انگیز بود. در روز شنبه سهام نیوز خبری را مبنی بر محکوم کردن اعدام محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی پور از طرف آقایان موسوی و کروبی منتشر کرد. این اقدام، نشان از آن دارد که جنبش مردم ایران گامهای بزرگی را به پیش برداشته است. نشان می دهد که جنبشی که در جریان است، اعدام مخالفان را بر نمی تابد و کسانی را که در مقابل این اعدامها سکوت کنند را نخواهد بخشید (در همینجا باید متذکر شوم که اعدام فعالین سیاسی کرد، با بی توجهی روبرو شده و حساسیت لازم را بر نیانگیخته است). رهبران سیاسی، در ضمن آنکه بر جنبش تاثیر می گذارند، خود نیز از آن متاثر می گردند و نمی توانند به خواسته ها و تمایلات دوستدارانشان بی تفاوت باقی بمانند. از همین روست که میتوان این موضع گیری را نشانی از رشد آگاهی در میان مردم و برخی از رهبران جنبش سبز دانست، حتی اگر این واکنش تنها به دلایل سیاسی اتحاذ شده باشد. اینها نشانه های امیدوار کننده است. نشان می دهد که معیارهای جدیدی در میان ما ریشه می دواند.

اما در مقابل نشانه هائی وجود دارد که میتواند نگرانی جدی را سبب شود. نگاهی به سایتهای وابسته به اصلاح طلبان بیاندازید (در اینجا به نیروهای رادیکالی که تاثیری جدی در مسائل داخل ایران ندارند، نپرداخته ام). گویا زندانی سیاسی دیگری جز وابستگان و نزدیکان این احزاب در ایران وجود ندارند. کمتر نشانی از خیل وسیع زندانیانی که در جریان اعتراضات و یا زندانیان دگر اندیشی که به دلیل فعالیتهای اجتماعی و سیاسی خود بازداشت شده اند، در این سایتها میتوان یافت. در آخرین بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی (وابسته به این جریانات) چنین آمده است " و دريغ كه دشمنان داخلي و خارجي اين انقلاب مردمي كه در دوران اصلاحات سرخورده از بي اثر شدن ترفندهاي تبليغاتي شان در مخالفت با جمهوري اسلامي سر در لاك خود فروبرده و هرازچندگاهي براي خالي نبودن عريضه مهملاتي مي بافتند كه تنها شنونده آنها خود و دايره محدود هوادارانشان بودند، در شرايط پرفتنه فراهم شده توسط اقليتي افراط گرا و خشونت طلب پس از انتخابات، حياتي دوباره يافته و از انجماد و انزواي خود بيرون آمدند و با اغتنام فرصت از اين اقدامات تندروانه استقبال تام كردند تا متاع بي مشتري خود را در بازاري كاذب به فروش برسانند"(1) این خانواده ها حق دارند که چنین بیانیه ای را صادر کنند، اما صدور چنین بیانیه هائی جز آنکه بر وجود تبعیض در میان زندانیان سیاسی صحه بگذارد، چه دستاوردی برای جنبش سبز خواهد داشت؟ چرا نباید از تمام زندانیان سیاسی بدون توجه به سابقه سیاسی و اعتقادات آنان دفاع نمود؟

این شیوه برخورد را کسانی که سالهای دهه شصت را دیده اند، به خاطر می آورند. در یکی از نوشته هایم روایت کرده بودم؛" در آن سالها زندانیان سیاسی مجاهد و چپ [در زندانهای] اوین و گوهردشت را در بندهای جداگانه نگاه میداشتند... این جدائی فیزیکی با دیدگاههای سیاسی خانواده زندانیان سیاسی تقویت میشد. افکار سیاسی فرد زندانی به شکلی نامرئی [بر] روابط خانواده ها سایه میافکند... متعجب نمیشوم اگر روزی مدارکی به دست آید که زندانبانان آگاهانه به این جدائی دامن میزده اند." (2) این جدائی تماما به زیان زندانیان سیاسی تمام شد. در آن سالها به دلیل همین جدائی ها، کمتر امکان آن پیش آمد که حرکتی هماهنگ از طرف خانواده های همه زندانیان سیاسی، بدون توجه به اعتقادات و وابستگی سیاسی زندانیان، انجام گیرد. آیا ما شاهد تکرار همان خطا نیستیم؟

در سالهای طولانی که به لحاظ وابستگی های خانوادگی، از نزدیک شاهد کنشهای خانواده های زندانیان سیاسی و جان باختگان جنایتهای جمهوری اسلامی بوده ام، در یافته ام که هر زمان این خانواده ها توانستند مرزهای نامرئی حزبی که به غلط در میان آنان جدائی ایجاد کرده بود را از میان بردارند، به موفقیتهائی نسبی دست یافتند. شاید اگر جوانانی که امروز بیشترین نیروی تحول در جامعه ما هستند، می دانستند که ما چه زیانهائی از این تبعیضها تحمل کرده ایم، بر صدور چنان بیانیه هائی خرده گرفته و می گفتند که نباید میان زندانیان و قربانیان جنایتهای جمهوری اسلامی به دلیل اعتقادات سیاسی، ملیت، باورهای مذهبی و اجتماعی تمایزی قائل شد.


1- بیانیه مزبور را میتوانید در سایت نوروز ببینید

http://norooznews.info/news/16412.php

2- نقل از مطلب "خانواده های خاوران، فاجعه ملی و روز دهم شهریور، واقعیت چیست؟ " http://news.gooya.com/politics/arch...

© بیداران 2018 سايت با اسپيپ درست شده است بوسيله ى Cleverlink -- RSS