برای دادخواهی، حقیقت و عدالت

| بازگشت به صفحه نخست
جستجو
بیداران
منيره براداران- رضا معينی

مقدمه

در حکومت های استبدادی زندان به تنهایي يک وسيله نيست ، نهادی ضروری برای حفظ و بقای آن است. پاسخ حاکمان در برابر چون و چرايي هاست. شمشير آخته ای است بر فراز سرمردم، تا که هراس و وحشت بيآفريند. زندانبانان ديوارها را بلند و بلندتر مي کنند تا مانع هر گونه رابطه زندان و بيرون شوند. زندان هر چه سياه تر و خاموش تر، خواب آنان سنگين تر. اما آیا بندها و زنجيرها، پنحره ها و دريچه های مهر و موم شده و ديوارهای سيماني قادرند مانع عبور فرياد و خاطره به دنيای آزاد گردند؟ نه، تاريکي و گرفتگي بند و سلول و تباهي شکنجه و شکنجه گر در قالب واژه ها بر سفيدی صفحه های شب نامه ها، دست نوشته ها و ريزنوشت ها می نشينند، تا خاطره ها به حافظه جمعي تبديل شوند و زندان به پرسش مردم بدل گردد. و تا استبداد پابرجاست. اين پرسش و آن پاسخ در شبانه ها جاری است.

زندان دنيايي پر راز و رمز می نمايد و در آدم اين شوق را برمی انگیزد که راز و رمزش را بشناسد. انسان در بند چگونه زندگي مي کند؟ او شلاق را چگونه برمي تابد؟ با فرياد يا سکوت؟ ناسزا يا التماس برای خلاصي؟ یا...؟ اگر روزني به زندان وجود می داشت. روزني تنها به بزرگي يک چشم که ما بيرونيان در آن چشم بدوزيم چه ها می ديديم؟ بي ترديد کتاب ها و نوشته های درون بنديان و گاه حتی از برون بنديان روزنه هايي بر ما می گشايند، از زاويه ها و نگاه هايي متفاوت.

در اين کتاب شناسی، ادبيات زندان را از آغاز قرن حاضر یعني از زندان های دوره ی سياه رضا شاهي تا دوره سياه تر کنوني در سه مقوله ی گزارش و اسناد، خاطره نگاری و قصه و داستان جا داده ايم. چرا که از زندان های پيشين اسناد بسياری پس از شهريور 20 و انقلاب 57 برملا شد و کسانی از عاملين شکنجه و تني چند از زندانبانان را به محاکمه کشيدند. اما اينکه، اسناد جنايت های بسياری پوشيده ماند و تنها بنا به مصلحت روز و حکم حاکمان و شکنجه گران جديد بخش هايي از گذشته به محاکمه کشيده شد و قسمت هايي در سايه ماند، خود مقوله ديگری است و وظيفه سنگين تاريخ، ما نيز به اسناد بنا به مصلحت چاپ نشده دسترسي نداريم که در کتاب شناسي خود بگنجانيم.

در خاطره نويسي و ادبيات زندان های معاصر ما، سه دوره ی برجسته مشهود است، دوره هايي که زندان محور توجه همگاني قرار می گيرد. اولي دهه بيست است، دوران آزادی های نسبي پس از اختناق رضاشاهي و آزادی غرورآفرين زندانيان سياسي که توجه و علاقه ی وسيعي را به زندان های آن دوره در پي آورد. از اين دوره خاطره نويسي های بسيار جالبي به جا مانده است. نوشته هايي که نه تنها چهره ی روشنفکران آن عصر، بحث ها و دیدگاه های آنان، بلکه صورتک های زندانبان و مقامات به شدت فاسد زندان و دستگاه قضايي را نيز می نماياند. اين خاطره نويسي ها اسنادی هم هستند در کار پژوهش حول و حوش محافل روشنفکری و کمونيستي در ايران. کارهای بزرگ علوی و خليل ملکي راجع به اين دوره زندان نمونه های بسيار جالبي به شمار می روند.

دومين دوره، زندان های "آريامهری" است که از روزهای سياه بعد از کودتای 28 مرداد 32 شروع می شود. در آن سال ها خيل عظيمي از افسران، روشنفکران، جوانان و کارگران به زندان و تبعيد کشانده شدند. بخشي از اسناد مربوط به اين دوره در اين چند سال گذشته به تصوير درآمده است، در قالب خاطره نويسي و داستان به عنوان نمونه به کتاب های "چهارده ماه در خارک" "رفقای بالا" و "دزد زمانه" اشاره می کنيم. از اواخر دهه چهل شاهد شور و تحرک تازه ای در زندان ها هستيم. در بستر ياس و خميازه های خسته ی زندان که از استحکام حکومت کودتايي برمی خاست، نفسي تند و تازه دميده شد. مشي چريکي و مبارزه مسلحانه نسل ديگری را به خيابان ها و زندان ها کشاند که در جستجوی هويتي تازه بودند. زندان اين دوره که عمدتا در بحبوحه ی سال های پرتلاطم دهه ی پنجاه به تصوير کشيده شده است، تحت تاثير توفان آن سال ها و دیدگاه های چريکی چهره ای اغراق شده و زمانه پسند می يابد. مردم که در آن روزهای پرالتهاب تشنه حقايق شکنجه گاه ها بودند، خواندند و شنيدند از آپولوها، شلاق ها، تهراني ها و ثابتي ها. و مقاومت ها، عمدتا آن گونه که در "حماسه مقاومت" اشراف دهقاني توصيف می شود، نمايانده شد. نمونه های گذرای ديگر اين دوره در روزنامه های آبان 57 يافت می شود در عمر چند هفته ای آزادی مطبوعات، که خاطراتي از زندان و گزارش هايي در اين باره، صفحاتي از روزنامه ها را به خود اختصاص می داد. و هم چنين به عنوان نمونه در داستان ها و اشعاری از نسيم خاکسار، علی درويشيان و سعيد سلطانپور.

تنها در پس فاصله گيری از اين تب و تاب هاست که نگاهي ديگر و اين بار پرسشگر به انسان دربند و زندگي بنديان آغاز می شود. داستان "ديروزی ها" نمونه ای از اين نوع است که 9 سال پس از تب و تلاطم انقلاب نوشته شده است. نسيم خاکسار اين داستان را به گونه ای ديگر از آنچه رسم بوده است، می نويسد: روانکاوی نقادانه از بنديان و پرورش ستوالی در ذهن ما که به خود بينديشيم شايد که ما نيز امروز همچون صفايي "ديروزی ها" يک فسيل يا سنگواره شده باشيم.

سومين دوره، نوشتن از زندان های رژيم اسلامي است. موجی نوپا و جوان، اما با وسعتي گسترده. به قلم کساني که خودشان در اين زندان ها بوده اند و يا به دست ديگراني که تجربه ها را شنيده يا خوانده اند و يا به نوعي ديگر با آن درگير بوده اند. يکي از ويژه گي های نوشته های اين دوره آن است که نويسندگانش نه نخبگان و برجستگان روشنفکری زمانه، آنچه که مثلا در ادبيات زندان های قبل از دهه بيست مشهود است. بلکه کساني هستند که عموما برای بار اول دست به نوشتن می زنند. از کهنه کاران سياسي هم نيستند. چه بسا حتي فاقد تجربه های سياسي. اين بار "غير حرفه ای"ها می نويسند. همان غير حرفه ای هايي که سال های دراز در زندان ماندند، جنگيدند. حماسه ها ساختند. ايستادند. تيرباران شدند. به دارشان آويختند. ماندند و يا باختند و بريدند. زندانيان رژيم جمهوری اسلامی را طيف گسترده ای تشکيل می دادند. از يک طرف توفان انقلاب و سياسي شدن جامعه، توده های وسيعي را به صحنه کشانده بود و از طرف ديگر عدم تحمل رژيم فقها در برابر هر نوع دگرانديشي و مخالفين سياسي که ارقام زنداني سياسي و اعدام ها را به هولناک ترين اعداد تاريخ ديکتاتوری ها رساند. زنداني ها از نوجوانان 13 يا 14 ساله بودند تا 70 سال ها، دانش آموز تا پزشک و مهندس، گودنشين تا بالاشهری. زن و مرد. حضور گسترده زنان در عرصه های سياسي و مبارزاتي که از اواخر دهه 40 رو به گسترش بود، اين بار مي رفت که به نقش برابر با مردان برسد. زن نه تنها در نقش مادر يا همسر زنداني گذشت ها، مقاومت ها و اعتراض ها کرد، بلکه خود، زنداني در بند هم بود. تيرباران شد يا به دار کشيده شد. چه بسا با کودکي در بغل، در بازجويي ها، انفرادی ها و بندهای عمومي حضور يافت. با چشم پوشي از برخي ناپختگي ها در زمينه های ادبي و سياسي خاطره نگاری ها و گزارش های اين دوره، از يک طرف توجه و علاقه به خواندن آنها عموميت بيشتری يافته است. تحول جديدی در روال خاطره نويسي و ادبي ايجاد شده است. اين تحول البته تنها به اين حوزه محدود نيست. به جای ساده انديشي ها و کلي بافي ها، طرح چراها و چگونه ها ميدان بيشتری يافته است. زندان راه به پهنه ی ادبيات يافته و زندانی، قهرمان بسياری از داستان ها و نوشته های امروزی است. "قهرمان"ی که چهره ی عصر خود را دارد. زنداني "تعزير"ها، "حد"ها و "ارشاد"ها و "کافر" و "منافق"ها. "قهرمان" مقاومت ها و اعدام ها و نيز وانهاده ها و "تواب"ها. هر دو شخصيت های داستاني واقع می شوند که به چرا و چگونه ها پاسخي باشند. در "مرايي کافر است"، نسيم خاکسار اين تواب ها را نشان مي دهد. مرايي مي گويد "من سگ شدم". و ما مي بينيم که او "سگ" مي شود زير شلاق و در حضور لاجوردی تا جايي که به پدر خودش مي گويد به ملاقاتش نيايد که ديگرشکنجه گرش، لاجوردی پدر اوست.

کودکان زندان يکي ديگر از پديده های ويژه ی زندان های رژيم اسلامي است که به ادبيات زندان هم راه يافته است. غير از اشاره های م- رها در خاطرات خود به کودکان زندان، داستان های "پرنده های کوچک بال طلايي من زير چادر مادر بزرگ"، "دمي در بند"، "پنجره کوچک سلول من" و "تجربه" نمونه هايي از سرگذشت کودکان زنداني است. در اين مقدمه قصد نقد و بررسي ادبيات زندان در ميان نيست. اما اشاره ای هر چند کوتاه و گذرا به کتاب "زندان توحيدی" پرويز اوصيا، (ا- پايآ) به دليل برجستگي اش در خاطره نويسي از زندان ما را از رشته سخن خود دور نمي سازد.

اوصيا خاطرات خود را از سه ماهي که در بهار 58 يا به قول خودش در بهار آزادی در زندان قصر گذرانده است، به نگارش درآورده است. اين کتاب يکي از بهترين نمونه هاي ادبيات زندان و خاطره نويسي است. اوصيا که خود، نويسنده، شاعر و حقوقدان هم بود، تمام هنر خود را در نوشتن اين کتاب به کار مي گيرد. کتاب گاه به شعر نزديک مي شود گاه به هنر نمايشنامه نويسي و گاه سرشار از مقوله های حقوقي و روانکاوی در بياني ساده و مشاهده گر. جابه جا، نويسنده سئوال و شک در ذهن خواننده برمي انگيزد و او را وادار به تامل در به اصطلاح بديهيات و داوری های غيرقابل ترديد مي کند. "زندان توحيدی" چهره ی زندان بحبوحه ی انقلاب را دارد. زنداني از وزرا و سناتورها، ساواکي و باج بگيران تا چريک فدايي. يکي از تجربه های نويسنده در کتاب، تماس او با شکنجه گری که وقتی شلاقش را ندارد، چه ناتوان، ساده وابله مي نمايد. يا امير ارتشي که مدام سر در دعا و نماز دارد و چشم هايش هميشه از اشک مرطوب است.

مفهوم زمان در زندان و مقايسه اش با زمان نجومي يکي از جالب ترين و گيراترين مقوله هايي است که نويسنده در آن تامل مي کند. مفهوم زمان در اثر پيش آمد وقايع در تصور ما ايجاد مي شود. اگر مي شد فرض کرد که وقايعي در فاصله زماني پشت سر هم رخ نمي داد، يعني حرکت مکاني وجود نمي داشت، آن وقت ممکن بود فرض کرد که زمان هم وجود نداشته باشد. در زندگي يکنواخت زندان، واقعه ای که امروز را از ديروز متفاوت کند، کمتر وجود دارد. هر کسي که خود زماني زنداني بوده باشد، شايد به تجربه تفاوت اين دو زمان را دريافته باشد. اما نويسنده "زندان توحيدي" از مشاهده و تجربه فراتر رفته و به پاسخگويي مسئله و سئوال مي پردازد.

ادبيات زندان هم مثل هر نوع ديگری از ادبيات نقد و بررسي مي خواهد: نقد روانشناسانه، نقد تاريخي، اجتماعي و سياسي. ما در جستجوی خود جز دو- سه مقاله در اين باب چيزی نيافتيم و آن چند نوشتار را در اين کتاب شناسي نياورديم چرا که خود اين موضوع مي تواند جايگاه مستقلي را داشته باشد. اميدواريم با گسترش بيشتر کارهای زندان اين موضوع نيز اهميت خود را بيابد.

در رابطه با اسناد بايد اشاره کنيم که به دليل گستردگي و پراکندگي شان جمع آوری همه ی آنها برای ما غيرممکن بود. طي ١٧ سال گذشته به بند کشيدن ها، شکنجه و کشتار ابعادی فرای تصور انساني يافته است. گروه ها، احزاب، افراد و تشکل های مختلف در خارج از کشور هر کدام سهمي در انتشار گزارش های اين جنايت ها داشته اند، کار جمع آوری ما در اين زمينه تنها نمونه وار بوده و به هيچ وجه تمامي آن اسناد را در بر نمي گيرد. ما اميدواريم اين کار آغازی باشد و يا پيشنهادی برای حرکت در اين راستا و ثبت آن در تاريخ. اما آيا دردآور و مايوس کننده نيست که بخش عمده ای از تاريخ کشوري را تاريخ زندان هايش تشکيل دهد مي شود اميدوار بود که روزی شکنجه و اعدام و زندان به موزه ها و تاريخ گذشته سپرده شود؟

گزارش و اسناد

-  گفتاری درباره ی شکنجه و زندان، سازمان مجاهدين خلق ايران،23 صفحه، 1350
-  هوشياری انقلابي، مبارز اسير در زندان، سازمان مجاهدين خلق ايران،57 صفحه، 1351
-  شرح فرار من، رضا رضايي، باختر امروز، شماره ی 23، بهمن 1350
-  نظری به تاثير جنبش مسلحانه در سه سال اخير بر زندان ها، مجاهد، شماره 4، آذر 1353
-  زندان ها و زندانيان، دفتر هماهنگي جامعه های دفاع از حقوق بشر در ايران، بازتاب، 1356
-  زندان، سنگری از مبارزه، فدراسيون دانشجويان و محصلين ايراني در آلمان غربي و برلن، 55 صفحه، تاريخ؟ (پيش از انقلاب)
-  درباره وضع زندان ها در ايران، (در: تاريخ بيست ساله کنفدراسيون جهاني محصلين و دانشجويان ايراني – اتحاديه ی ملی، جلد اول، صفحه ی 649)، حميد شوکت، بازتاب، زاربروخت (آلمان) زمستان 1372
-  ويژه ی زندانيان سياسی ايران، کميته ی دفاع از حقوق بشر و پيشبرد آن در ايران، شماره ی 17، دی 57
-  چند گزارش از دستگيری و شکنجه ی هواداران سچفخا در کميته مارلان شماره 9 و بعضی ديگر کميته ها، سچخفا، 23 صفحه، 1358
-  زنده بگوران اوين (دو گزارش از بند زنان و مردان)، راه آینده، صفحه، بهمن 1361
-  هرگز نميرد آنکه "دلش زنده شد به عشق، جبهه ی همبستگي برای دفاع از حقوق دموکراتيک مردم ايران، نام، محل و تاريخ شهادت 2596 رزمنده ی راه آزادی، 1362
-  بريده ايمان، شورا، شماره 5، پاريس، اسفند 1363
-  گزارش مسلح اوين، انديشه ی رهايي، شماره های 3 و 4، اتريش، اسفند 1363
-  یادداشت های روزانه روزانه زندان، محسن فاضل، "از آرمانی که مي جوشد"، هواداران پيکار، شهريور 1364
-  یادداشت هايی از زندان، محمد تقی شهرام، گروهی از زندانيان سياسي رژيم شاه، تهران 1359
-  چند نامه از محمد تقی شهرام از زندان به مقامات دادستاني جمهوری اسلامي، کميته پشتيباني از زندانيان انقلابي و مبارز، تهران 1359
-  حماسه ی پيکارگران شهيد در سپيده دم اعدام، اتحاديه های دانشجويي هوادار پيکار، پاريس 1361
-  در راهروهای خون، جامعه دموکراتيک ايرانيان مقيم فرانسه، 50 صفحه، 1364
-  مادران و کودکان در زندانيان های خميني، مينا وطني، آزادی(دوره ی دوم)، شماره ی 2 (اسفند 65)، شماره 3 (شهريور66)
-  روياهايمان با کشته هايمان مي رويند، نبرد، شماره 16، دی 1367
-  يادداشت های زندان، توفان، شماره های 16و 17 و 18
-  اعترافات تکان دهنده ی يکي از مسئولين اطلاعات سپاه پاسداران، سازمان مجاهدين خلق، بهمن67
-  جای آنست که خون موج زند در دل لعل،(پيرامون کشتار زندانيان سياسي به دست دژخيمان حاکم بر ايران)، آغازی نو، (جزوه)، 1367
-  ويژه نامه قتل عام زندانيان سياسي، فدايي، دی 1367
-  ويژه ی نقض حقوق بشر در ايران، شورا،
-  شماره 51، پاريس، دی و بهمن 1368
-  احساس تلخ و وجدان بيدار (گزارش قتل عام 1367)، کار(اکثريت)، شماره 44، مهر 1371
-  نامه 90 تن از زندانيان سياسي سابق به صليب سرخ، آرش، شماره 17، خرداد 1371
-  آن روزها چگونه گذشت؟ کار اکثريت، شماره 66، شهريور 1372
-  يکي از شماره 16، شهريور1373
-  پنج گزارش از کشتار تابستان 67، چشم انداز، شماره 14، زمستان 73
-  من شاهد قتل عام زندانيان بودم، پيام کارگر 64،65، 66، 67، 68، زمستان 1373
-  زندان، پرواز، ارس، 62 صفحه، لندن، بهار 1374
-  مصاحبه با همسر يکي از شهدا، اتحاد کار، شماره 5، شهريور1376
-  آن عاشقان شرزه که با شب نزيستند، مصاحبه با ميهن عصمتی، آغازی نو(تئوريک سياسي)، شماره8 ، پائيز 1370
-  از پل چرخی کابل تا وکيل آباد مشهد، (گزارشی از زندانيان افغاني و شرايط زندان)، جهان امروز، شماره 10، ژوئيه- اوت 1995
-  آخرين اخبار زندان ها، پيام کارگر، شماره 52
-  به ياد پاکزاد، مسعود رجوی، شورا، شماره 15
-  سند شکنجه- اعترافات هلال احمرخميني در مورد شکنجه وحشيانه و طاقت فرسادر زندان ها، مجاهد، شماره 32
-  سلسله خاطرات و گزارشات و نوشته هايي از زندان ها و شکنجه گاه های رژيم ضدبشری خميني، مجاهد، شماره های 180 تا 186، 188، 190، 198، 199
-  زندان و زنداني، گزارش ديگری از شکنجه های کشتارگاه های خمينی، مجاهد، زندان رشت، شماره ی 244، زندان لاهيجان: شماره ی 246، زندان قم: شماره ی 234
-  شهدای جاويدان آزادی، پرچمداران انقلاب نوين خلق قهرمان ايران، اسامی و مشخصات 20280 نفر از شهدای انقلاب نوين ايران، به انضمام 1199 عکس، مجاهد، ضميمه شماره 261، شهريور64
-  کنفرانس مطبوعاتي "دو تن از مجاهدين شکنجه شده در پاريس، مجاهد، شماره 269، آذر64
-  افشای جنايات ضدبشری دژخيمان در زندان های مخوف خميني( توسط مجاهدين از بند رسته در 7 شهر آمريکا)، مجاهد، شماره 276، دی 64
-  نوروز در زندان های رژيم ضدبشری خميني، (گوهردشت، اوين، قزلحصار، اراک، اصفهان، اورميه... در سال های 62 تا 64)، مجاهد شماره 285، فروردين 64
-  نشريه راه کارگر، شماره های 28، 30 ، 32، 40، 44، 47، 48، 55، 57، 59، 61، 68،91، 92، 134،
-  نشريه پيکار، شماره های 28 (آبان 58)، 66، 95، 100، 101، 105، 106، 107، 108، 109، 112، 113، 124، 126 (ابان 1360)
-  شکنجه زندانيان سياسي، ج.ا . افشا کنيم، کار سچخفا، (اقليت) شماره 91، دی 59
-  اعتصاب غذا و اعتراض زندانيان سياسي، کار، سچخفا، (اقليت)، شماره105، فروردين 1360
-  گزارش هيئت بررسی شکنجه، دروغ پردازی ديگر از حزب جمهوری اسلامي، کار، سچخفا،(اقليـت)، شماره 11، خرداد 60
-  آنجا که فولاد آبديده مي شود، گزارشي از زندان های ج.ا. کار، سچخفا،(اقليت، شورای عالي)، از شماره های 204، 209
-  زندان ها و اعدام ها (يادداشت، سند و نامه های سه گانه منتظری درباره ی شرايط زندان)، چشم انداز شماره 6، تابستان 68
-  "سه روز تا بينالود"، (نوشته ای بر اساس يک گزارش شفاهي)، چشم انداز، شماره 7، بهار 69
-  لعنت آباد، گزارشي کوتاه، چشم انداز، شماره 1، تابستان 65
-  ما نبايد شکسته شويم، ما بستگان ايستادگان هستيم(مصاحبه خانواده های اعدامي)، اتحادکار، شماره ی 12، مرداد 69
-  نامه خانواده زندانيان سياسي به گاليندوپل، اتحاد کار، شماره 9، ارديبهشت69
-  نشريه بانگ رهايي، ارگان کانون حمايت از زندانيان سياسي (داخل کشور)، جزوه، شماره های: 8-9 (مرداد- شهريور68)، 10 (مهر68)، 11-12 (آبان 68)
-  واپسين نامه ها (وصيت نامه های اعدامي ها)، شقايق، آرش، 95 صفحه، فرانکفورت
-  و اين شط خوني که از مردم جاری ست، (گزارش و تحليل از قتل عام 67)، سعيد همايون، اتحادکار، شماره 35
-  وصیت نامه چند اعدامي، اتحادکار، شماره 13، شهريور 69
-  ويژه نقض حقوق بشر، گزارش نماينده ويژه سازمان ملل متحد از ايران، شماره 52، پاريس، اسفند 68
-  ايران: نقض حقوق بشر، سازمان عفو بين الملل، 122 صفحه، لندن 1978
-  اعتصاب غذای بزرگ زندانيان قصر، محمد اعظمي، مجله ی نقطه، شماره 5-6، پاريس، زمستان 74/ بهار 75

خاطرات زندان

الف- زندان پهلوی ها

-  تيمور تاش در صحنه سياست ايران، دکتر باقر عاقلي، جاويدان، تهران 1371
-  بازنگری در تاريخ قاجار و روزگار آن، ابونصر عضد قاجار، کتابفروشي ايران، 534 صفحه،مری لند (آمريکا) 1996
-  واقعه اعدام جهانسوز و ريشه های سياسي و اجتماعي آن، نجفعلي پسيان، مدير، تهران 1370
-  زندان فلک الافلاک، مجله ی فردوسي، تهران 1335
-  پنجاه و سه نفر، بزرگ علوی، جاويدان، 242 صفحه، تهران 1357
-  ایام محبس، علي دشتي، اميرکبير، تهران 1354
-  افسانه ما، غ- فروتن، 483 صفحه، ناشر؟ محل انتشار؟ تاريخ؟
-  حماسه مقاومت، اشرف دهقاني، سازمان چريک های فدايي خلق، 248 صفحه، بهمن 1357
-  خاطرات يک چريک در زندان، يوسف زرکار، انتشارات سازمان های جبهه ملی ايران در خارج از کشور (بخش خاور ميانه)، 241 صفحه، مرداد 1353
-  يادداشت های زندان (1942-1928)، اردشير آوانسيان، حزب توده ايران، 1358
-  خاطرات سياسي خليل ملکي (با مقدمه ی همايون کاتوزيان)، جبهه مليون ايران، 521 صفحه، پاييز 1360
-  میهمان اين آقايان، م. آ. به-آذين چاپ سوم، آگاه، 217 صفحه، تهران 1358
-  چهارده ماه در خارک، کشاورز، پيام، 334 صفحه، تهران 1362
-  خاطره يي از مهدی، خليل رضايي، شورا، شماره 11، شهريور 1364
-  نوروز در خارک، سيد ابوالقاسم انجوی شيرازی، آدينه، شماره 55، 56 نوروز 1370
-  صفر قهرمانیها، بهروز حقي، آذربايجان، 441 صفحه، کلن، آذر 1374
-  خاطرات دوران سپری شده، خاطرات و اسناد يوسف افتخاری،1299 تا 1399، (به کوشش کاوه بيات، مجيد تفرشي)، فردوس، 278 صفحه، تهران 1370
-  خاطرات سياسي، ايرج اسکندری،(به اهتمام بابک اميرخسروی و فريدون آذرنور)، بخش نخست (از سه بخش)، نشر جنبش توده اي های مبارز انفصالی، 93 صفحه، محل؟ پاييز 1366
-  از هر دری (زندگي نامه سياسي- اجتماعي)، به- آذين، (در بخش اول از جلد1 که مربوط به خاطرات نويسنده در زمان محمدرضاشاه است. اشاراتي به دستگيری ها و خاطراتي از زندان دارد)، جامي، تهران تابستان 1372
-  خاطرات من از زنده ياد حسين فاطمي، مکری، 122 صفحه، ناشر؟ محل انتشار تاريخ؟
-  خاطرات و يادداشت های زندان، پيشه وری، بنياد حافظ، 150 صفحه
-  دفاعيات دکتر تقي اراني در دادگاه رضاشاه (برگرفته از: پرونده ی 53 نفر)، حسين فرزانه، نگاه، تهران 1373
-  خاطرات يک زن توده ای، راضيه ابراهيم زاده، مهر، 383صفحه، کلن 1373
-  زندگي نامه محمدعلی شميده، به کوشش و ويرايش بهرام چوبينه، مرتضوی، 450 صفحه، کلن 1373
-  درد زمانه (خاطرات 57-1320)، علي عمويي، تهران 1373
-  رفقای بالا، منوچهر کی مرام، شباويز، 506صفحه، تهران 1374

ب- زندان های جمهوری اسلامي

-  ديوار الله اکبر (جلد اول)، سياوش بشيری، پرنگ، چاپ دوم، 142 صفحه، پاريس 1361
-  خوب نگاه کنيد راستکي است، پروانه عليزاده، خاوران، 67 صفحه، پاريس، مهر 1366
-  خاطرات زندان توحيدی (قصر در بهار آزادی)، پرويز اوصيا (ا. پاپا)، بازتاب، زاربروخن 1368
-  بازنويسي روايت شفق، اکبر سردوزامي، آرش، 181 صفحه، سوئد 1372
-  بابا بيا برويم خانه، علي شيرازی، کارگاه فرهنگ بين الملل، 194 صفحه، آلمان، پاييز1373
-  تابلوی گل سرخ، علي شيرازی، کارگاره فرهنگ بين الملل، 231 صفحه، پاييز 1374
-  نبردی نابرابر (گزارش هفت سال زندان از 1361 تا 1368), نيما پروش، انديشه و پيکار، 140 صفحه، 1374
-  حقيقت ساده( خاطراتي از زندان های زنان جمهوری اسلامي ايران)، م- رها، تشکل مستقل دموکراتيک زنان ايراني در هانوور، آلمان، در سه دفتر، دفتر اول: پاييز 71 (168 صفحه)، دفتر دوم: تابستان 73 (185 صفحه)، دفتر آخر: زمستان 74 (243 صفحه)
-  خاطرات زندان، کتايون، نشريه ميزگرد شماره 3- 4- 7- 8-
-  نامه های زندان( نقد و بررسي)، مجيد نفيسي، آرش، شماره 52، مهر، آبان 1374
-  پرسش های بي پاسخ( بياد نجلا قاسملو)، فرزانه افشار، آغازی نو(تئوريک- سياسي)، شماره ی 8، پاييز 1370
- تاملي در "حقيقت ساده"، شهلا شفيق، مجله ی نقطه، شماره1، بهار 1374

زندان در قالب قصه و داستان

-  ورق پاره های زندان(1317- 1318)، بزرگ علوی، جاويدان، 120 صفحه، تهران 1357
-  روشنفکر کوچک، نسيم خاکسار، ققنوس، تهران 1360
-  اگر مرا بزنند،علامحسين ساعدی، الفبا( دوره ی جديد)، شماره 3، پاريس، تابستان 1362
-  بازنده، (داستاني از دستگيری، شکنجه و تسليم قاسم عابديني)، هواداران سازمان پيکار در راه آزادی طبقه کارگر، 76 صفحه، پاريس 1363
-  فتح، بهروزآذر، الفبا (دوره ی جديد)، شماره 6، پاريس، پاييز 1364
-  به رخم های محمدحسين، کاظم مصطفوی،(ح-الف)، مجاهد، شماره ي 265، آبان 1364
-  ديروزی ها، نسيم خاکسار، نشر ايران فردا، 82 صفحه، فروردين 1366
-  پرنده های کوچک بال طلايي من زير چادر مادربزرگ، محسن حسام، خاوران، 150 صفحه،پاريس 1367
-  مرايي کافر است، نسيم خاکسار، چشم انداز، شماره ی 5، پاييز 1367
-  مرگ شقايق، بتول افسری، آدينه، شماره 31، دی و بهمن 1367
-  عروس، قاضی ربيحاوی، آدينه، شماره 52، خرداد 1368
-  عروسی برای مردگان، نسيم خاکسار، چشم انداز، شماره 6، تابستان 1368
-  ديدار، احمد محود، نشرنو، تهران 1369
-  بالاتر از سياهی، علی بويری، ناشر: مولف، 74 صفحه، کانادا 1369
-  سال های ابری،(جلد چهارم)،علی اشرف درويشيان، اسپرک، تهران، بهار 1370
-  کوتاه ترين قصه ی تخيلي عالم، رضا براهني، آدينه، شماره 57-58، ارديبهشت1370
-  محکوم به اعدام، علي محمد افغاني، نگاه، تهران 1370
-  زندان مي گريست،م-رها، آرش، شماره 14-15 اسفند، فروردين 1371
-  تابستان67، اميرحسين چهل تن، آدينه، شماره 60، شهريور69
-  روضه ی قاسم، اميرحسين چهل تن، گستره(چاپ دوم)، 184صفحه، آلمان اکتبر 1991
-  داستان دهکده اوين، ن-فاخته، آرش،سوئد، تابستان 1992
-  بهار در سلول، زهرا لنگرودی، فاخته،شماره ي 3-4، زمستان71-بهار 72، هلند
-  گيسو، قاضی ربيحاوی، ناشر: مولف،239صفحه، تهران پاييز 72
-  طاووس، حسين دولت آبادی، آرش، شماره 39-40، خرداد، تير 1373
-  فريدون تويي، رضا همايون، آرش،شماره 41،42، مرداد، شهريور1374
-  پنجره کوچک سلول من، مسعود نقره کار، آرش،شماره 51، مرداد، شهريور1373
-  مرثيه رعنا،جواد طالعي، آرش، شماره 52،مهر، آبان 1374
-  حکايت آن روزها(نوبت رقص من)، اکبر سردوزامی، باران، سوئد، 1995
-  آشيان ويران، م-رها، کتاب نقطه، شماره 1، پاييز1374
-  بازپرسي، بيژن مقدم، چشم انداز، شماره 2، پاريس 1366
-  با من از درخت حکايت بگوييد، مسعود فرازمند، اتحادکار، شماره15
-  دست های بزرگ مهرباني، مسعود نقره کار، نبرد، شماره 17
-  دمی در بند، نهال، نيمه ديگر، شماره 11، بهار 69
-  زاری نه، فرياد بايد کرد، سعيد همايون، اتحادکار، شماره 35، شهريور1368
-  قبيله آتش در تله گرگ، فريدون گيلاني، چاپ دوم، کتاب طالقاني، 218 صفحه، اسفند 1367
-  نمازخانه کوچک من، هوشنگ گلشيری، کتاب تهران، (چاپ دوم)، تهران 1364
-  نان، نسيم خاکسار، فدايي، شماره 46

ادامه دارد.................


به نقل از نقطه شماره شش تابستان ١٣٧٥

Faire un commentaire

© بیداران 2018 سايت با اسپيپ درست شده است بوسيله ى Cleverlink -- RSS