برای دادخواهی، حقیقت و عدالت

| بازگشت به صفحه نخست
جستجو
بیداران
فرانسواز سيروني

* کارشما معالجه ی قربانيان شکنجه است، آيا فکر مي کنيد برای مداوای شکنجه، بررسي کارکرد دستگاه سرکوبي که اين قربانيان را به وجود آورده ضرورت دارد؟

نمي توان به درمان کسي که ناخواسته توسط انسان ديگری، عامدانه مورد جراحت قرار گرفته است؛ پرداخت، بدون توجه به سيستمي که اين جراحت را توليد کرده است. اين سيستم ها به شکل سازمان يافته قرباني را از ريشه هايش جدا مي کنند، به گونه ای که وی از کسان اش جدا شود. با لگد مال کردن تابو های موجود، فرهنگي، مذهبي و قومي مي خواهند فرد و روابط اش را نابود کنند. به وسيله فردی که مورد شکنجه قرار مي گيرد، گروهي را هدف قرار مي دهند. نمونه ها بسيارند : در کسوو و يا در بوسني، تجاوز بعنوان سلاح جنگي در جامعه ی مسلمانان بکار گرفته مي شود. در چين روحانيون گياهخوار تبتي را مجبور به خوردن گوشت و يا آشپزی در آشپزخانه های اردوگاه ها مي کنند. در جمهوری دمکراتيک گنگو پسر بچه ها را برای رهايي از مرگ، مجبور به تجاوز به مادر خودمي کنند. اين تهاجمي ست به هرآن چه که انسان را مي سازد تا فرد را منزوی و از جامعه خود جدا کنند. گاهي هم وی را اينگونه با هدف کاشتن ترس در ميان جامعه، رها مي سازند.

* چگونه شکنجه گر مي سازند؟

سه نوع آموزش برای بازيگران عرصه ی خشونت جمعي وجود دارد. اول،استفاده از گزينش. در اين روش بر روی هويت شکنجه گر آينده کار مي شود. با استفاده از رعب و وحشت ايجاد شده وی را وارد يک گروه تخصصي چون گروه های نظامي و يا شبه نظامي مي کنند. اينگونه در آفريقای جنوبي حتا بعضي از افراد پليس را هم مورد شکنجه قرار داده اند. در آمريکای لاتين نازی های فراری و همچنين روانشناسان سازمان سيا در مدارس تخصصي ماموران فن شکنجه تربيت کردند. نوع ديگر که من آنرا آموزش در عمل مينامم، در طي دوره ی جنگ و يا در نتيجه اعمال خشونت آميز افراطي، مثلا مرگ يکي از نزديکان مي تواند سبب وجود آودن رفتاری افراطي شود. و در آخر ظهور جلادان مي تواند در شرايط تغييرات سريع در جامعه و به وسيله تههيج توده ای انجام گيرد. در روندا به وجود آوردن منازعه اقدامي عامدانه بود و سپس اين بخش بزرگي از مردم بودند که به قتل عام کننده ی بخش ديگر تبديل شدند. در کامبوج تههيج توده ای با خواست به وجود آوردن "انسان نوين" همانگونه که رژيم مي خواست شکل گرفت.

* شما مي گوييد هدف شکنجه نه حرف زدن که وادار کردن به سکوت است؟

آری چنين است و ما برای آن اسناد بسياری داريم. در بسياری از اين سيستم ها اعترافات از پيش نوشته شده اند ! امروز در بعضي از کشورها از جمله لبنان چنين است. و ديروز در کامبوج با خمر های سرخ اينپونه بود، آنها هر هفته زندانيان را مجبور به شرکت در مراسم " خود متهم کني" مي کردند. روشي که به شفاف سازی عمومي اقدام مي کرد در اين سيستم هيج جايي برای فضای خصوصي و شخصي وجود نداشت. آنها برای بدست آوردن اطلاعات شکنجه نمي کردند که هدف آنها شکستن هر شکلي از مقاومت در مقابل سيستم و ايجاد وحشت در يک گروه معين و يا همه ميان مردم بود. رافايل برانش برای نوشتن تز دکترای خود در رشته ی تاريخ به يکسری از اسناد ارتش فرانسه در زمان جنگ الجزاير دست يافته بود. او با مطالعه ی اين اسناد دريافت که نظاميان اعتبار اطلاعاتي را که بدست مي آوردند بين صفر و پنج رده بندی کرده بودند. آنها اطلاعات بدست آمده در نتيجه نفوذ در گروه های به اصطلاح "تروريست" را بهترين راه کسب اطلاعات محسوب مي کردند و اطلاعات بدست آمده در اثر شکنجه را بي اعتبارترين مي دانستند. زير فشار ودرد و در ميان آشفتگي مي توان به همه چيز اعتراف کرد، بيهوده حرف زد و يا حتا برای پايان دادن به رنج به ابداع اعترافات دروغين پرداخت. از سوی ديگر معلوم شده است که گروه های مخالف در برابر شکنجه راه يافت های مقاومت يافته اند. در طي جنگ جهاني هر عضو نيروی مقاومت به مقدار محدودی اطلاعات دسترسي داشت که خود راه گريزي بود برای احتمال حرف زدن فرد دستگير شده در زير شکنجه.

*چرا حرف های شکنجه گران اثری دراز مدت بر روی شکنجه شدگان دارد؟

وقتي من از شکنجه شدگان مي پرسم آيا حرف های شکنجه گرانتان را به ياد داريد؟ معمولا در اولين جلسات آنها نمي خواهند در اين مورد صحبت کنند. اين زمان فاصله گرفتن از اين خاطرات است، مي خواهند فراموش کنند. ولي حرف های که در زمان شکنجه شدن شنيده مي شود، در ذهن فعال و مواج مي مانند. و زماني فرا مي رسد که به روی مي آيند. به خوابشان مي آيد، در جلسات درماني، يا حتا يکباره در خيابان وقتي که کلامي آشنا مي شنوند. در اين جاست که که دوباره راز نهاني که برای وادار کردن به سکوت سازمان يافته با آن همراه مي شود. " اگر حرف بزني مي دانيم در کجا پيدات کنيم". شکنجه گر حرف های مي زند که در دراز مدت اثراتي ويرانگر داشته باشد. بايد بدانيم که در همه ی مدت بازداشت و شکنجه ادامه ی حيات قرباني، کاملا به شکنجه گر بستگي دارد و اين رابطه ای انقيادی به وجود مي آورد. هويت و شناسايي شکنجه گران دارای اهميت است و بسياری رفتار تهاجمي برخي از قربانيان را با مسئله ی هويت شکنجه گر توضيح مي دهند. من کاملا با اين نطر مخالفم. اين رفتار تهاجمي که گاه حتا با افراط همراه است، اغلب موارد زماني نمود مي يابد که دوره ی وحشت و هراس دوباره در قرباني زنده مي شود، به اجرا نهادن عملي ست برخاسته از توان مخالفت قرباني با شکنجه که در دوره های متناوب زماني، در انجام آن در زير شکنجه ناتوان بوده است، دليلي ست برای زنده بودن او.

* آيا شکنجه را مي توان درمان کرد؟

به معنای دقيق کلمه نمي توان درمان کرد، اما مي توان از وحشت آن کاست و اين هدف اصلي کار ماست يعني رسيدن به روشي برای ساختار شکني شکنجه با بيمار، تا وی بتواند دريابد آنچه که امروز تحمل مي کند، ناخواسته بر او تحميل شده است. برای آنکه سپس بتواند با آنچه که از اين تجربه ی غير معمول بدست آمده زندگي کند. وقتي که قرباني توانست از آنچه که بر سرش آمده سخن بگوييد، سريعا به بُعد فلسفي درمان مي رسيم و مي توان با هنر و يا نوشتن به ترميم پرداخت. برخط ديگراين تجربه را يعني آنچه را که زندگي کرده است را برای مبارزه و يا در اختيار کار جمعي نهادن، به کار مي گيردند. خطر در اين موارد ماندن قرباني در نقش شاهد هميشگي ست . وقتي که از آنها خواسته مي شود که به شکلي افراطي شهادت دهند آنها را در همان حالت قرباني نگاه مي داريم. قرباني احساس مي کند که مجبور است برای وفادار ماندن به همراهان در بندش شهادت دهد. بايد آنها را برای خارج شدن از مرحله ی قرباني گرايی همراهي کرد تا بپذيرند که برای خود هم زندگي کنند. بايد آنها را از اين در ارتباط دايم با گذشته بودن آزاد کرد. کار درمانگر وادار کردن قرباني به پذيرش چندگانگي منافع وی و نشان دادن پيچيدگي انسان بودن است.

* آيا بايد به شکنجه گر هم پرداخت؟

پرداختن به شکنجه گر برای جامعه ضروری و حتا يک وظيفه است. شکنجه گر حامل بخشي از حافظه ی جمعي ست که ما را از نهايت بدی که انساني قادر به انجام آن است مطلع مي کند. اين نيروی غير انساني کردن " توليد" شده است. شکنجه گر توسط روندی که به وجودش آورده، دست به عمل زده است و بايد آنها را به فکر وادار کرد تا بفهمند که توسط اين روند چگونه به کار گرفته شده اند. البته منظور توجيه اقداماتشان نيست. برای به عقب راندن بربريت بايد سازوکار خشونت جمعي را آشکار کرد و از نظريه هايي که مبنای آن هستند پرده برداشت.

برگردان : رضا معيني


© بیداران 2018 سايت با اسپيپ درست شده است بوسيله ى Cleverlink -- RSS