برای دادخواهی، حقیقت و عدالت

| بازگشت به صفحه نخست
جستجو
بیداران
میترا صراف

اخیرا پس از انتشار کتابی خاطرات یکی از توابین دهه ۶۰ و باز شدن پرونده سیاه همسرش و نیز درگذشت شاعری با نام ملکشاه یا ج. آبیدر و بدنبال آن افشای گذشته و عملکرد ایشان در قبال زندانیان بند پسران در دهه سیاه ۶۰، تعدادی از دوستان را بر آن داشته تا لیستی از توابها تهیه و به افشای آنها بپردازند.

بطور حتم بسیاری از ما زخم خورده آن دوران سیاه هستیم و به عنوان زندانی سیاسی، خانواده‌ زندانی و به خصوص خانواده‌ اعدام شده هزینه‌های سنگینی در طول چهار دهه پرداخت کرده ایم: از سانسور و خفقان و مهاجرت اجباری گرفته تا صدمات روحی و روانی جبران ناپذیر. وظیفه تک تک ما است که چهار دهه و حتا پیش از آن را بارها و بارها مرور کنیم. هر حرکتی از ما تاریخ ساز است و افتادن به دام برخورد‌های هیجانی به راحتی می تواند ما را ناخواسته به خواسته‌های رژیم نزدیک کند. کوچکترین لغزشی می تواند تا جایی پیش رود که به افرادی صدمات جبران ناپذیری وارد آورد.

امر شورایی عمل کردن و تشخیص توابین دهه ۶۰ خصوصا آنهایی که تا سالیان سال و چه بسا تا به امروز به همکاری با رژیم مشغول هستند، بحث بسیار پیچیده ای است و سوالات جدی به همراه دارد. چه کسانی باید تشخیص دهند که چه کسانی تواب بوده اند؟ آیا این افراد از صلاحیت کافی برای این موضوع خاص برخوردار هستند؟ چه کسانی قرار است به فرض من نوعی را که قرار است نظر بدهم، محک بزند؟ و آیا شخص خود من، توانسته ام سر بلند از بازجویی بیرون آیم یا دو نفر را با خود به زندان کشانده و چه بسا به جوخه مرگ سپرده باشم؟

البته نمونه این افراد بسیار است، آنها در نقاط مختلف مشغول زندگی هستند که من هیچ قضاوتی راجع به آنان نخواهم کرد و بطور حتم حق زیست دارند خصوصا که پس از دوران زندان دست به هیچ گونه همکاری نزده باشند ولی دیگر داوری و قضاوت راجع به دیگران هرگز! من بهیچ عنوان افراد منتخب را نمی شناسم و قضاوتی روی آنها ندارم ولی اینها وجود دارند، وجودشان حتی در درون جمعهای خود ما هم قابل انکار نیست.

این یک وجه قضیه است ولی بخش مهمتر آن با در نظر گرفتن "درصد خطا" لطمات روحی است به بسیاری از افراد که سالهاست در داخل و خارج تشکیل خانواده داده و پس از دوران زندان هیچ گونه همکاری با اطلاعات نداشته اند. اینها موضوعاتی هستند که اگر روی آن تامل نشود، می تواند به فاجعه انسانی تبدیل گردد. این قضیه بدون دادگاهی دارای صلاحیت می تواند حتا به انتقام و خونریزی، تصفیه حساب های شخصی یا حتا خودکشی افراد منجر شود.

من نه از منظر یک زندانی سابق، بلکه بنا به حرفه شخصی ام در ارتباط با آسیب دیدگان روحی و روانی، این بحث را پیش می کشم. زخمی که بر پیکر خانواده‌های عزیز اعدام شدگان و همه ما خصوصا با از دست دادن رفقایمان وارد شده، قطعا غیر قابل انکار است و ما عوامل جنایات و همکاران آنان را نخواهیم بخشید ولی اگر حتا یک نمونه شاهد انتقام گیری از این افراد بدون محاکمه باشیم، دیگر این ما هستیم که به تاریخ و آیندگان باید پاسخگو باشیم.


© بیداران 2021 سايت با اسپيپ درست شده است بوسيله ى Cleverlink -- RSS