بیداران

  

دکتر شکنجه گر

هفته گذشته دادگاهی در شهر گوبلنز آلمان، انور رسلان، مقام ارشد امنیتی سوری را به اتهام قتل، شکنجه، تجاوز و آزار جنسی و به جرم جنایت علیه بشریت به حبس ابد حکوم کرد. مرکز حقوق بشر و قانون اساسی اروپایی این پرونده را به دادگاه کشانده بود. سال گذشته هم همین دادگاه ایاد غریب، افسر سابق سازمان اطلاعات سوریه را به جرم مشارکت در جنایت علیه بشریت به چهار سال و نیم زندان محکوم کرده بود. دادگاه دیگری در فرانکفورت در جریان است، که محاکمه فرد دیگری از وابستگان رژیم اسد را در دستور کار خود دارد. علا م. کسی است که مخالفان رژیم اسد را مورد شکنجه قرار داده و احتمالا در یک مورد نیز یک نفر را به قتل رسانده است. او پزشک است و تا پیش از دستگیری در یک کلینیک توانبخشی در آلمان مشغول به کار بوده است.

.هفته گذشته دادگاهی در شهر گوبلنز آلمان، انور رسلان، مقام ارشد امنیتی سوری را به اتهام قتل، شکنجه، تجاوز و آزار جنسی و به جرم جنایت علیه بشریت به حبس ابد حکوم کرد. مرکز حقوق بشر و قانون اساسی اروپایی این پرونده را به دادگاه کشانده بود. سال گذشته هم همین دادگاه ایاد غریب، افسر سابق سازمان اطلاعات سوریه را به جرم مشارکت در جنایت علیه بشریت به چهار سال و نیم زندان محکوم کرده بود. دادگاه دیگری در فرانکفورت در جریان است، که محاکمه فرد دیگری از وابستگان رژیم اسد را در دستور کار خود دارد. علا م. کسی است که مخالفان رژیم اسد را مورد شکنجه قرار داده و احتمالا در یک مورد نیز یک نفر را به قتل رسانده است. او پزشک است و تا پیش از دستگیری در یک کلینیک توانبخشی در آلمان مشغول به کار بوده است.

در ارتباط با محاکمه این پزشک مطلبی از مجله اشپیگل ۱۸ دسامبر ۲۰۲۱ برگزیده ام که از زبان شاهدان اعمال جنایت کارانه این پزشک را به تصویر می کشد.
میهن روستا

دکتر شکنجه گر
تقریبا ده سال است که احمد. آ. از جهنم حُمس جان بدر برده است. میگوید از آن جهنم برای او کابوسی به جامانده که شبها به سراغش میآید. یا یکباره شوکی به او دست می دهد مثلا با کوبیده شدنِ دری.
 آثار شکنجه بر جای جایِ بدن احمد. آ. هنوز هست. کتِ چرمیاش را در میآورد و آستینِ پیراهنش را بالا میکشد و جایِ زخمی را زیر آرنج نشان میدهد. دهانش را باز میکند و به فکاش اشاره میکند "پروتز" را نشان میدهد و میگوید که در اطریش در محلی که او به عنوان پناهنده زندگی میکند، برایش سه دندان جا گذاشتهاند. محل زندگی او باید مخفی بماند.
احمد. آ. یکی ازمهمترین شاهدانِ دادستان کل کشور، آقای والتس در کارلسروهه است. آنطور که گفته شده، او تنها شکنجه نشده، بلکه همچنین شاهد بوده که همبندانش: "به وسیله یک آمپول مرگ که توسط یک پزشک به آنها تزریق میشده کشته شدهاند".
علاء. م. ۳۶ ساله پزشکی اهلِ سوریه است. او پنج سال بدون مزاحمت و با آزادی کامل درآلمان زندگی می کرده و تا همین اواخر در یک کلینیک توانبخشی مشغول به کار بوده است. در شهر حُمس سوریه اما، به جای کمک به مردم زندانیان را شکنجه میکرده است
اتهاماتی که علیه او اقامه شده، بیشتر به روایتی از جهنم میماند: موضوع آن شکنجه و قتل است و اعمال مجرمانهای که به زبانی رسمی و بی پیرایه بیان شده اند: تلاش برای محرومیت از باروری.
محاکمه او از ژانویه آغاز می شود و درصورت محکومیت به حبس ابد محکوم خواهد شد. وی تمام اتهامات دادستانی علیه خود را رد میکند.
پرونده علاء. م. تنها به بررسی شکنجه دولتی محدود نیست. این دادگاه به بررسیِ نقش بیمارستانهایِ نظامی در اعمال خشونت و ماشینِ کشتار بشار اسد هم خواهد پرداخت. این بیمارستانها همچنین مکانهای شکنجه و مراکز لجیستیکی ثبت و از میان بردن اجساد بودند.
تنها وقتی که یک عکاسِ ارتشی فراری با نام رمزی "سزار" عکسهای گرفته شده را قاچاقی به غرب فرستاد، دنیا از ابعاد جنایاتی که علیه معترضان در سوریه انجام می گرفته، اطلاع پیدا کرد (۱). دراین عکسها اجساد بیش از ۶۶۰۰ انسان به قتل رسیده را میتوان دید؛ عکسهایی که در بیمارستانهای نظامی دمشق گرفته شدهاند، به علاوهی شماره بخش های سرویس مخفی که قربانیان از آنجا بودند، با ماژیک روی پوست آنان نوشته شده.
ظاهرا شرایط مشابهی نیز دربیمارستانهای دولتیِ حُمس وجود داشته است. سربازی که فرار کرده درتابستان ۲۰۱۲ به اشپیگل گزارش داد که آنها باید جسدها را روزانه جا به جا میکردند. "بعد ما میبایست این اجساد را دستهبندی میکردیم، عکس میگرفتیم و در ساکهایی جا میدادیم". بوی تعفن در حیاط داخلی غیرقابل تحمل بود.
اینها جنایاتی هستند با ابعادی باورنکردنی که اکنون قوهی قضایی آلمان روشن کردنِ آن را وظیفه خود قرار داده و به رغم آنکه محلِ جنایت ۳۰۰۰ کیلومتر دور از آلمان قراردارد، متهم را به دادگاه فراخوانده است.
دادستان مدعیِ پرونده مطمئن است که علاء.م. یکی از پزشکان شاغل در بیمارستانِ ارتشی شماره ۶۰۸ در حُمس بوده، جایی که احمد. آ. یک راننده کامیون از اهالی نزدیک به راستان، محلی که سنگرِ شورشیان بوده، راهش به آن بیمارستان کشیده شد. او در مرز لبنان دستگیر شد. خود در این باره میگوید که درست در لحظهای که قصد داشته با کامیونش از مرز بگذرد و وارد کشور لبنان شود، او را دستگیر کردند. حضورِ او در محلی بین مرز سوریه و لبنان، کافی بود برای دستگیری و زندانی کردنش.
احمد آ. به خاطر زخمی که روی بازو داشت و چرک کرده بود، به بیمارستانِ نظامی حُمس منتقل شد. او تعریف می کند که: "دیگران به من اخطار دادند که از آنجا هیچکس دوباره بر نمی گردد" اما من باید به آنجا میرفتم چون وضعم خیلی خراب بود: "به هر جهت حال من بد بود".
او در زیرزمین ساختمانی زندانی می شود که علاء.م. که روپوشی سفید به تن داشت وارد می شود و به فحاشی به او و سایر زندانیان می پردازد و آنها را "مادرجنده ها" می خواند. علاء.م. او را مجبور میکند که روی زمین دراز بکشد و با لگد به زخم چرک کرده اش می کوبد و بعد زخم را با یک اسپری ضد عفونی کننده و فندک به آتش می کشد. در آخر با لگد به دهانش کوبیده و با باتوم او را مورد ضرب و جرح قرار می دهد.
شاهد احمد آ. همچنین از حادثهای حکایت میکند که دادستان عالی فدرال از آن در ادعانامهاش به عنوانِ آدمکشی نام میبرد. در آن زمان مرد زندانی تنومندی شروع به مقاومت می کند. نگهبانان او را محکم گرفته و علاء.م. آمپولی به او تزریق می کند و به او می گوید: " سلام او را به دختران باکرهی بهشت برساند " مرد زندانی دقایقی بعد مرد.»
احمد.آ. اسم شکنجهگر خود را نمیدانسته، اما توانسته به وضوح او را که عکس اش بعد از آشکارشدن چهرهی واقعیاش، درشبکههای اجتماعی پخش شده بود، شناسایی کند. او تنها شاهد در ارتباط با اتهامات مطرح شده دراین دادگاه نیست. یکی دیگر از زندانیان هم شرح مشابهی از اتفاقاتی که برایش افتاده بود به بازپرسان ارائه داده است. اعلاء.م. با عمل تزریق آمپول مرگ، بر طبق کیفرخواست دادستانِ کلِ کشور، می خواسته "قدرت مطلق " خود را بر روی زندانیان نمایش دهد.
او بر خلافِ زندانیانش که با سختیهای بسیار در راه فرار روبرو بودهاند، توانست با در دست داشتن ویزا، به راحتی بر پایه دسته بندی "شغل های مورد کمبود" به اروپا سفر کند. این متخصصان می توانستند بسیار آسانتر از سایر مهاجران وارد کشورآلمان شوند.
در ژانویه ۲۰۱۵ درخواست ویزای علاء.م. برای بررسی به بخش سرویس شناسایی سفارت آلمان در بیروت رفت و او اواخر ماه می وارد آلمان شد. بعد از چند مرحله قانونی، او در کلینیکی درگوتینگن با یک قرارداد موقت کاری مشغول به کار شد. انجمن پزشکی ایالت نیدرزاکسن در سال ۲۰۱۹ به او عنوان پزشک متخصص در "ارتوپدی و جراحی تصادمات" داد. قراردادش در گوتینگن اما تمدید نشد. یکی از همکاران سابق علاء.م. بیاد می آورد که از نظر دانش پزشکی او آدم خیلی واردی نبود.
علاء.م. کار جدیدی در نزدیکی محل زندگیاش درشهرِ کاسل پیدا میکند. از آن پس دریک کلینیک توانبخشی در باد ویلدونگن درایالت هسن، تا زمانِ دستگیری در۲۰ جون ۲۰۲۰ مشغول به کار می شود. همکارانش به هیچوجه خبری از گذشته او نداشتهاند. آنها حتی هنگامیکه اتهاماتی علیه او پخش می شود، به دفاع از او می پردازند.
در اصل این را که علاء.م. مقابل دادگاه قرار گیرد، همکارانِ سوری او در بیمارستان نظامی شهر حُمس امکان پذیر ساختند. آنها در یک روزنامه اینترنتی سوریهای، دکتر علاء.م. را به اِعمال شکنجه متهم کرده بودند. به دنبال آن، خبرنگاران اشپیگل و تلویزیون الجزیره، محل زندگی او را در کاسل پیدا کردند. این خبرنگاران حتی موفق شدند شاهدان بیشتری در اروپا پیدا کنند که شهادت آنها اتهامات وارده به او را سنگینتر می کرد.
بعد ازگزارشات در باره گذشته احتمالی او، علاء.م. با نوشتن ایمیلی به سفارت سوریه در آلمان، به آنها متوسل شد. او دراین نوشته اتهامات را رد کرده و تصریح نمود که بیماران در بیمارستان معالجه میشدند و نه شکنجه. بر اساس مبادلات وآتساپی، یکی از کارمندان سفارت به او پیشنهاد می کند که هرچه سریعتر آن کشوررا ترک کند و قرار ملاقاتی را با رابطی که در تدارک مقدمات سفر به او کمک کند، سازماندهی می کند. اما قبل از آن که علاء.م. موفق به ترک آلمان شود، توسط پلیس ایالتی هسن دستگیر می شود.
دادگاه عالی فرانکفورت تمام اتهامات وارده به او را برای رسیدگی قضایی وارد دانست. تمام دست اندرکاران این محاکمه بر این باورند که علاء.م. مخصوصا بدترین شیوههای موجود در شکنجه را انتخاب کرده بود.
چند ماه بعد از قیام مردم علیه رژیم اسد، یک مجروح به بیمارستان نظامی منتقل می شود. بر اساس گفتههای همکاران، دکتر علاء.م. شروع می کند به فحاشی به مجروح که یکی از مخالفان اسد بوده است. او سپس الکل بر روی آلت تناسلی مجروح می پاشد و با فندک آن قسمت را به آتش میکشد. یکی دیگر از همکاران سابق او اضافه میکند که او بوده که سوختگیهایی ازاین دست را مداوا میکرده است. علاء.م. افتخار میکرده که او خود چنین روش جدیدی را برای شکنجه اختراع کرده است.
دادستانی ازاین حرکت میکند که علاء.م. چنین شکنجه ای را در مورد یک نوجوان ۱۴ یا ۱۵ ساله نیز به کار بردهاست. براساس شهادت یک شاهد، دکتر قبل از آتش زدنِ آلت تناسلی آن جوان فریاد می زده که میخواهد ببیند "آیا تو یک مرد هستی؟"
دادستان بر این باور است که علاء.م. تنها در بیمارستان نظامی دست به شکنجه نمیزده، بلکه در زندانی در بخش ۲۶۱ که یکی از مخوفترین شعبات سرویس امنیتی نظامی اسد میباشد، نیز خدمت کرده است.
دو برادر در مرکزِ اصلی قیام در بابا امر درپائیزِ ۲۰۱۱ به علت شرکت در تظاهرات به زندان افتادند. یکی از برادرها نه سال بعد برای اشپیگل تعریف میکند که برادرش در زندان دچار حملهی صرع شده بود ولی دارویش را همراه نداشت. پزشکی به جای مداوا، او را کتک می زده و با لگد به جان او افتاده بود. او مطمئن است همین دکتر اعلاء.م. این کار را کرده است.
روز بعد، اعلاء.م. به همراه پزشکی دیگر وارد سلول آنها میشود و میپرسد "چه کسی صرع دارد؟" سپس دو فک برادرش را با فشار باز می کند و قرصی به خورد او میدهد. مدت کوتاهی پس از آن برادرش دیگر تکان نمیخورده. نگهبانان بدن بیجان او را بیرون بردند.
این شهادت توسط اسناد مخفی رژیم اسد که درسال ۲۰۱۱ به دست ماموران تفحص آلمانی افتاد، تائيد شد. در یکی از این اسناد معاونت سرویس امنیتی نظامی بخشِ ۲۶۱ در حُمس، دستگیری 33 نفر را دربابا امر تائید کرده و دریکی از لیستها نام دو برادر نیز نوشته شده بود.
وکیل مدافع اعلاء.م. دررابطه با پرسشهای اشپیگل میگوید که موکلش تمام اتهاماتِ وارده را رد میکند. این وکیل اما به پرسشهای مشخص این مجله پاسخی نداد.
وکیل سابق اعلاء.م. دراطلاعیههای اولیه اعلام کرده بود که اعلاء.م. درآن زمان "در محل کارش در بیمارستان نظامی حُمس، به هیچ وجه نشانی از شکنجه و مرگ را مشاهده نکرده است" او "هیچگاه" در زندان نبوده زیرا او در آن بیمارستان به عنوان " کارمند غیر نظامی استخدام شده بود و اجازه ورود به زندان را نداشته است. اعلا م. اتهامات وارده به خود را افترا می داند که از طرف جریان اسلامگرایان افراطی به او وارد شده است.
وکیل سابق نوشت که دو همکار سابقِ اعلاء.م. به دلیل این که اعتقادات مسیحی او مورد پسندشان نبوده، علیه اش شهادت دادهاند.
این همکاران اعلاء.م. را مورد آزار و اذیت قرار می دادد، چون او حاضر نبوده جنگجویان اسلامگرا را مداوا کند. به گفته وکیل، یکی از همین همکارانِ سابقِ از سال ۲۰۱۸ از طریقِ شبکههای اجتماعی اعلاء.م. را تهدید میکرده که "زندگی او را نابود خواهد کرد".
اعلاء.م. در مقابلِ بازپرسیها دردادگاه فدرال، اتهاماتِ وارده به خود را انکار کرده و اظهار داشت که او سال ۲۰۱۲ در بیمارستانِ نظامی دمشق مشغول به کاربوده، همان سالی که او براساسِ ادعانامه دادستان کارلسروهه، آمپولِ مرگ را درست داشته است.
دادستانِ کل کشور، ازاین نقطه حرکت می کند که برعکسِ اظهارات اعلاء.م.، او در آلمان، سابقه کاری خود را در بیمارستان نظامی در سوریه پنهان کرده و در زندگی نامه تحصیلی و شغلی خود که تحویل ادارات دولتی آلمان برای دریافت ویزا داده بود، خود را به عنوان پزشک متخصص استخوان و جراح تصادفات معرفی کرده بود و اینکه در بیمارستانی دردمشق کار میکرده است. گواهینامههای اشتغال به کار او نیز که همراه خود به آلمان آورده بود، همین را می گفتند.
در دفترچهی خدمت سربازی او نوشته شده که او میان سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ به عنوان پزشک دستیار در بیمارستان عبدالقادر شاکفا مشغول به کاربوده است. عبدالقادر شاکفا اسم رسمی همان بیمارستان نظامی شماره ۶۰۸ در حُمس می باشد.
درلپ تاپ او و همچنین درخانهاش ماموران پروندهها، گواهینامهها و زندگینامههای گوناگونی یافتند که بر اساس نظر دادستان فدرال همگی تقلبی هستند.
از نظر بازپرس های کارلسروهه علاء.م. هنوز هم یکی ازطرفداران متعصب بشار اسد می باشد که شورشیان را یک عده خائن و تروریست یا سوسکهایی می بیند که بی قید و شرط در سرکوب آنها شرکت داشته است. آنها همچنین برای اثبات وفاداری دکترعلاء.م. به رژیم اسد، به ایمیلی که او سال گذشته به سفارت سوریه فرستاده، اشاره دارند که در آن او با هیجان از «سیاستهای عاقلانهی» اسد در طی جنگ داخلی دفاع می کند.
علاء.م. پس ازآشکار شدن جنایتهایش، ظاهرا سعی کرده تا تحقیقاتی در مورد شاهدانی که علیه او شهادت داده اند انجام دهد. قرار شده بود که یکی از کارمندان سفارت سوریه در این راه به او کمک کند. هدف این بود به شاهدان افترا بزنند و آنها را اسلامیستهایی معرفی کنند که هدفشان انتقام گیری از علاء.م. است. بر اساس اطلاعات ماموران تحقیق، قرار بود به این شاهدان یک حمله سایبری نیز انجام گیرد. او ازطریق مکالمات اینترنتی از یکی از ماموران سفارت که برای کمک به او گماشته شده بود، پرسیده بود، که چگونه می تواند به حساب فیس بوکی یکی از شاهدان دسترسی پیدا کند. وقتی که این نقشه ها شکست خورد، دکتر علاء.م. از مامور کمک به او پرسیده که آیا می توان ارتش الکترونیکی سوریه را به این برنامه وصل کرد. این یک گروه حمله سایبری است درخدمت رژیم اسد.
دادستان فدرال شبیه چنین موردی را در یکی دیگر از محاکمات سوریهایها تجربه کرده است. مقامات آلمان از فشارهای روزافزون برشاهدان خبر داشتند که از طریق نهادهای امنیتی وابسته به رژیم اسد به کار گرفته میشود. نتیجه آن: برخی به دلیل نگرانی و ترس از فشار به خانوادههایشان، جرئت نکردند در برابر دادگاه شهادت دهند.
احمد.آ. شاهد اصلی دادگاه که اکنون به عنوان پناهنده دراطریش زندگی میکند نیز درارتباط با موارد عجیب پیش آمده گزارشهایی دارد. او از مهمان ناخواندهای صحبت کرد که به خانهی خواهرش درسوریه رفته و به او گفته که برادرش باید ازدروغ گفتن دست بردارد و از این طریق خواهرش را تهدید کرده است. برای خود او هم چند ماه بعد از شهادت در دادگاه چنین تهدیدهایی پیش آمد. مردی به در خانه اش در اطریش رفت و گفت که «زیادی به علاء.م. علاقه نشان می دهد» و بهتراست از این علاقه عقب نشینی کند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ـ سزار نام مستعار یک عکاس سوری است. او درتابستان سال ۲۰۱۳ موفق به فراراز سوریه شد و به همراه خود مدارک وعکسها را خارج کرد. این مدارک نشان میدهند که چگونه دهها هزار تن از شهروندان سوری در مدت کمتر از دو سال به طرز فجیعی مورد شکنجه سرویسهای اطلاعاتی رِژیم بشار اسد قرارگرفته و جنازههای آنها به طور مخفیانه در گورهای دستهجمعی مدفون شده است.