بیداران

برای دادخواهی، حقیقت و عدالت

| بازگشت به صفحه نخست
بیداران

پیرامون رویدادهای سمینار زنان در هانوفر ( * )

خوش حالم که حضور من در سمینار هانوفر آغازگری برای برخورد اندیشه ها و نقطه نظرات کاملاً متفاوت بوده، هرچند که بعضی به ناحق خشونت ها و تعرضات ناعادلانه ای را نسبت به من نشان داده اند.

آنچه مهم است ارتقاء فرهنگ گفتگو و برخورد صحیح بین اندیشه ها و دیدگاه هاست، حتّا اگر بعضی در موضع قهر آمیز و دشمنی قرار گیرند. " سه هزار سال نسل به نسل به انتظار نشستیم تا در جمعی بدون خشونت، شنوای گفته های دشمن خود باشیم". ولتر می گوید: " من حاضرم جان خود را بدهم تا تو حرفت را بزنی".

دوستان عزیز !

همان گونه که من، سیبا، در برهه ای از زندگی ام 6 سال تمام مبارزی کمونیست بودم و سرسختانه از مواضع مارکسیست – لنینیستی خود دفاع می کردم، در برهه دیگری با برگشت از این مواضع زینبی می گردم با ایدئولوژی مذهبی و در عرصه سیاسی طرفدار جمهوری اسلامی. حال چه عواملی در این بازگشت دخیل بودند، خود جای بحث بسیار گسترده ای را دارد به همراه بررسی ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، تربیتی، روانی، شخصیتی و نیز تأثیر عوامل مختلف از جمله فشار و سرکوب در محیطی غیر دمکراتیک و غیر آزاد.

من از صمیم قلب اعلام آمادگی می کنم تا در جلسات مختلف، حتّا از طرف کسانی که در موضع دشمنی با من قرار دارند، شرکت کنم و مورد پرس و جو، بررسی و حتّا محاکمه قرار گیرم. باشد که این امر آغازی برای شناخت بیشتر پدیده ها از نزدیک و برخورد صحیح و واقعی باشد، نه این که بر اساس تحلیل های سطحی و توّهمات و تصورات به هم بافته در افکار کلیشه ای، پیش داوری ها شوند .

از طرف دیگر امیدوارم که من پلی برای ارتباط تمام مبارزان و علاقمندان با دیگر توّابان و برگشتگان و بریده هایی گردم که بی شک انبوه وسیعی از زندانیان را تشکیل می دادند.

اما دوستان، من این را می خواهم پیشاپیش صریحاً بگویم که این تصور پیش نیاید که با شرکت در سمینارها یا جلسات شما، من نیز به مانند تواب هایی که تحت فشار، ابراز انزجار و ندامت از گذشته و عمل کردهای خود نمودند، قصد معذرت خواهی یا توبه دوباره دارم. من اگر قرار است که دوره مذهبی و تواب بودن خود را به نقد بکشم و از این تغییر و تحول خود احساس ندامت و شرمساری کنم، به همان صورت باید دوران کمونیست بودن خود را نقد کنم و شاید بسی بیشتر.

من زمانی پای بند یک ایدئولوژی بودم و در زمان دیگر به ایدئولوژی دیگر. زمانی سیبا بودم، زمانی دیگر زینب، که هر دو در رشد و تکامل من نقش مهمی را داشته اند. و اینک بر پایه گذشته هایم ایستاده ام و زیبا هستم، بدون پای بندی به ایدئولوژی، اعتقاد یا ایده یا گروهی و اساساً چارچوب و ایدئولوژی را دیگر نمی پذیرم و در موضع مبارزه با هیچ فرد و قدرت و گروهی نیستم.

من اینک منم با گذشته ای پر از فراز و نشیب که با تمام آثار زخم هائی که از خود برایم به جا گذاشته اند، به من تعلق دارند، به منِ من و امروز افتخار و شادی ام این است که هنر عشق ورزیدن را در خود می بینم و می توانم به راحتی عاشق شوم و این عشق من مرزی را نمی شناسد.

با این تفاصیل دوستان! اگر می خواهید مرا بشناسید، من آماده ام و صد در صد در مجامع شما شرکت خواهم کرد و امیدوارم که شما هم قوی و محکم و با استدلال و منطق حضور یابید ، نه هیجانی و با های و هوی و فحش و بد و بی راه و اتهام و بهتان و جوّ سازی.

ضمناً در آخر من از تمام کسانی که در زندان بودند، تقاضا می کنم که چنانچه از من کوچک ترین نشانه ای از فشار یا ضربه یا تحقیر و تحمیل دیده اند، خواهش می کنم علناً و با سند اعلام کنند. این مسئله برای خود من بسیار اهمیت دارد، به ویژه برای آرامش درونی خودم. چرا که من مدعی هستم که در دوران زینب بودنم، انسانی لطیف تر و با احساس تر و متکامل تر از دوران قبلی کمونیستی ام بوده ام، بنابراین برایم خیلی اهمیت دارد که کسی مدعی شود که من به او آزاری رسانده باشم.

برای اطلاع بیشتر دوستان اعلام می کنم که مصاحبه چند ساعته من در زندان در نقد گذشته ام و اعلام توّاب و مذهبی شدنم نیز یک امر داوطلبانه ای بود که با تقاضا و خواهش من پذیرفته شد، نه یک امر تحمیلی از طرف حاجی داوود. امیدوارم که در جلسات حضوری با فرصت بیشتر بتوانم روشنگر بسیاری از مسائل برای شما و دیگران باشم.

Ziba

Hamburg – 16.03.2006

Ziba-nawak@ arcor.de


( * ) - من امسال در "سمینار سراسری سالانه ی تشکل های زنان و زنان دگر و هم جنس گرای ایرانی در آلمان" شرکت کرده بودم که پیآمد آن به علت سابقۀ توّاب بودن من در زندان های جمهوری اسلامی، برخوردهای ناخوش آیندی شد که بازتاب های گوناگونی در مجامع و سایت های مختلف داشته است.


© بیداران 2018 سايت با اسپيپ درست شده است بوسيله ى Cleverlink -- RSS