عدالت در مقابل صلح در زمان گذار
معرفي کتاب:
نویسنده : چاندرا لخا سریرام
خلاصه کتاب از: اریک برام
برگردان : لیلی پناهی
ادبیات عدالت انتقالی انتخابی که در مقابل دولتهای جدید قرار گرفته است را غالبا به عنوان یک تقابل آشکار میان پیشبرد عدالت و صلح توصیف کرده است. پیشبرد عدالت خطر تهدید به بی ثباتی را به وسیله آنانکه به مجازات تهدید شده اند افزایش میدهد. باین دلیل بسیاری اینگونه استدلال میکنند که میباید عدالت را در برابر صلح فدا کرد. این مطالعه با این فرض شروع میشود که مسئله انتخاب این یا آن نیست، بلکه دولتها در شرایط گذار طیفی از راههای مختلف را برگزیده اند. در این کتاب سریرام عواملی که پاسخگوئی به نقض حقوق بشر در گذشته را کمابیش ممکن میسازد، بررسی میکند. نویسنده با ارائه بررسی مقایسه ای از 26 مورد از تجربه گذار کشورها به سیستمی دمکراتیک و مطالعه موشکافانه تجربه ال سالوادور، هندوراس، آرژانتین، آفریقای جنوبی، و سریلانکا؛ سه عاملی که بر میزان پاسخگوئی حاصله تاثیر گذاشته اند را برجسته میکند: نفوذ خارجی، موازنه نیرو بین قوای متخاصم در گذشته و چگونگی و میزان نقض حقوق بشر. همچنین در این کتاب بهای انتخاب مکانیزمهای مختلف بررسی میگردد.
سریرام معتقد است که دو عامل اول بسیار مهمتر از عامل سومی هستند. با اینکه شواهد داستانگونه حاکی ازاینست که چگونگی و میزان نقض حقوق بشر بسیار فاحش است، بر خلاف تاثیری که انتظار میرود بر جای گذارد، منطق غالبا به جهاتی مغایر با آن معطوف میگردد. برای آنانیکه متعهد به پیشبرد عدالت هستند، موارد مطالعاتی سریرام آشکار میسازد که پیگرد قانونی بسیار بیشتراز آنکه تصور میشود انجام میگیرد و غالبا با سایر مکانیزمهای عدالت انتقالی همراه میباشد.
بررسی مورد السالوادر همراه با شرح قابل استفاده ای از مذاکرات مربوط به موافقت نامه های صلح است. در این بخش مباحثات کمیسیون السالوادوری حقیقت و کمیسیون ویژه و همچنین کارنامه ای از توصیه های اجرا شده و نشده این کمیسیونها ارائه میگردد. هر چند هردو طرف منازعه خودرا به توافقات صلح مقید میدانستند، ولی همواره به تعهدات خود پایبند نبودند. ارتش و دولت هر دو واکنش منفی به گزارش کمیسیون حقیقت که تماما از خارجیها تشکیل شده بود نشان دادند و کوتاه مدتی پس از انتشار گزارش کمیسیون قانون عفو عمومی تصویب شد. ولی همانطور که سریرام متذکرمیشود در برخی موارد موفقیتهائی در زمینه اجرای توصیه های کمیسیون حقیقت، بویژه پس از افزایش فشار آمریکا وجود داشته است. در بعد وسیعتر، سریرام اهمیت فشار امریکا و بن بست موجود در شرایط سیاسی السالورادر را در نشاندن دو طرف برسرمیز مذاکره توضیح میدهد. نویسنده همچنین بحثی دارد در مورد اینکه با وجود عدم حصول رسیدگی کامل به گذشته، اصلاحات دیگری انجام شد که ممکن است امکان وقوع دوباره جنایات گذشته را به حداقل برسانند.
در سال 1983 آلفونسین، رئیس جمهورجدید ارژانتین که به شکل دموکراتیک انتخاب شده بود با در خواست فزاینده از طرف گروههای مدافع حقوق بشر مانند مادران پلازا مایو برای رسیدگی به گذشته روبرو گردید. به فاصله کوتاهی پس از انتخاب آلفونسین، دولت تحت فشارارتشی متشنج و سیستم قضائی که به شکل فزاینده ای موقعیت ترقی خواهانه اتخاذ میکرد قرار گرفته بود. در این بررسی کار کمیسیون حقیقت آرژانتین و کوششهای انجام شده برای محاکمه رهبران حکومت کودتا پیگیری شده است. شکست فالکلند/مالویناس فرصتی را برای رسیدگی به جنایتهای دولت کودتا فراهم کرد، اما ارتش قادر بود که این تلاشها را خنثی کند وبه ویژه ارتش موفق شد که محاکمات را به شکست بکشاند. در همان حال سریرام نشان میدهد که کمیسیون حقیقت در بررسی برخی از موارد به نتیجه رسید و برخی اصلاحات انجام شد. مورد آرژانتین بویژه از این نظر جالب است که تقریبا بدون هیچ نفوذ خارجی درگیر مسئله حسابرسی گذشته شده بود.
نمونه هندوراس از این نظر جالب توجه است که اقدامات انجام شده در جهت دستیابی به مواردی از پاسخگوئی به نقض حقوق بشر در گذشته، بدون حضور هیچ نیروی مخالف قابل توجه که دولت را برای این کار تحت فشار قرار دهد، صورت گرفته بود. اگرچه ارتش هنوز قدرتمند بود، اما تغییر شرایط بین المللی باعث شد حمایت خارجی را از دست داده و بیشتر تحت نظر قرار داشته باشد. علیرغم عفو عمومی و عدم همکاری ارتش، موفقیتهائی حاصل شد. کمیسیون ملی حقوق بشر که ایجاد شده بود، گزارشی قوی در مورد جنایتهای گذشته ارائه داد. محاکماتی انجام شد و نیروهای ارتش و پلیس از هم جدا شدند. در این مورد عوامل خارجی نقش زیادی نداشتند، تنها ایالات متحده با حمایت از نظامیان هند وراس در دوران جنگ سرد، نقشی منفی ایفا کرد. سیریرام همچنین توضیج میدهد که موارد معدودی از ناپدید شدن مخالفان احتمالا دستیابی به پاسخگوئی وسیعتری ر ا ممکن کرده است که در غیر اینصورت امکان آن وجود نداشت.
در آفریقای جنوبی دو عامل خارجی جنبش جهانی ضد تبعییض نژادی و تحولات پس از پایان جنگ سرد نقشی فراتر ازآنچه که قادر بودند ایفا کردند. حکومت در حال برکناری تبعیض نژادی حزب ملی هنوز قدرت کافی برای کنترل حداقل قسمتی از سرنوشت خود را حفظ کرده بود. بسیاری از کارمندان دولت در قبال برکناریهای گسترده حمایت شده و در مورد عفو مذاکره شده بود. نو آوری جالب توجه در مورد آفریقای جنوبی آن بود که افراد تنها بصورت انفرادی و مشروط به اعتراف کامل در مقابل کمیسیون حقیقت و آشتی مورد عفو قرار میگرفتند. بنا براین کسانی که اعتراف کرده و مورد عفو قرار گرفته بودند محاکمه نمیشدند. با اینحال اصلاحات قابل توجهی در نیروهای امینتی انجام شد و ترکیب نژادی این نیروها بیشتر با ساختار نژادی کشور هماهنگ گردید.
و بلاخره ، سریلانکا نوع جالب دیگری در این زمینه است. نکته بسیار قابل توجه آنست که نتایج به دست آمده از رسیدگی به گذشته بدون آنکه انتقال قدرتی صورت گرفته باشد، حاصل شده بود. سریلانکا در طول مدتی که حقوق بشر عمدتا به دلیل اختلافات نژادی نقض میشد، ظاهرا در حالت دمکراسی باقی مانده بود. بر خلاف کشورهای امریکای لاتین، ارتش سریلانکا هیچ سابقه ای از دخالت در امور سیاسی ندارد. دخالت خارجی در سریلانکا به این دلیل که عمدتا از جانب هندوستان به عنوان قدرت فائقه منطقه ای اعمال میشد از دیگر موارد متمایز است. حکومت کمیسیون حقیقت را بوجود آورده ( در واقع سه کمیسیون محلی با اشکال کاملا متفاوت) و تعدادی از محاکمه های مهم را پیش برده است. با اینحال پیشامدهائی مانند جنگ داخلی تمایل به پاسخگونگهداشتن نیروهای مسلح و انجام اصلاحات بنیادی را در بخشی از دولت غیرنظامی به حداقل رسانده است.