برای دادخواهی، حقیقت و عدالت

| بازگشت به صفحه نخست
بیداران

شايد نامم را شنيده باشی. قطعه زمينی هستم در جنوب شرقی تهران، چاک چاک از تابش خورشيد و سيراب از عشق و عطرآگين عطر عشق، عطر مهربانی و دوستی و انسانيت. شايد در روز، خيلی ها از کنارم می گذرند، ولی مرا نمی شناسند و تاريخچه ام را نمی دانند و آن ها که می شناسند، خود عاشقند. خاکم را برای فراموش شدن بارها زير و رو کردند، ولی هم چنان هستم و با هر نسيم و بارش باران بوی خاکم در فضا می پيچد. خاوران غزه نيست، فلسطين نيست، اينجا گور کودکان و زنان و مردان غزه ای نيست که اين روزها فرياد هر مرد و زنی برای دادخواهی آن بلند است.

اينجا زنان و مردان عاشق خفته اند. مردان و زنانی که مرگ شان در خفا و در سکوت خبری و عزای شان در سکوت بی توجهی همشهريان اش برگزار شد و کسی از مردمان اين ديار برای شان اشک نريخت و کسی دست مهر بر سر کودکان شان نکشيد و ترجيح دادند روی شان را برگردانند تا مبادا مجبور به همدردی با آن ها و پذيرش واقعيت ها شوند. مردان و زنانی که در اين خاک آرميده اند، عاشقان بی توقعی بودند، عاشق صورت های غمزده و پا برهنه و شکم های گرسنه کودکان وطن خود و حتی کودکان آواره و گرسنه غزه و همه محرومان دنيا!

ستارگانی که در دل شب های تاريک و سياه وطن سوسو زدند و به زمين کشيده شدند. زمينی که تلاش مزدوران مزوران بر آن بود تا لعنت آباد ناميده شود، ولی عشق آباد لقب گرفت. ياد و خاطره همه عاشقان به خون خفته در خاوران و همه گورستانهای خاوران ايران گرامی باد!

يکی از مادران پارک لاله ايران

۲۸ مرداد ۱۳۹۳


© بیداران 2020 سايت با اسپيپ درست شده است بوسيله ى Cleverlink -- RSS