برای دادخواهی، حقیقت و عدالت

| Accueil
بیداران
Vous commentez
4 اوت 2005
بر گرفته از کتاب "نه زيستن و نه مرک" ايرج مصداقي فرهنگ لغت زندان آنچه او ریخت به پیمانهیِ ما نوشیدیم اگر از خمر بهشت است و گر بادهی مست حافظ آبدارخانه: محلی در بندهای قزلحصار که چراغهای خوراکپزی اتاقها در آن قرار داشت. آب راه انداختن در بند: تحلیل آبکی کردن، اشاره به تحلیلهای سست و بی پایهای که از سوی زندانیان ارائه میشد. آب کردن نان: دور ریختن دور و قسمتهای غیرقابل استفادهی نان، جرم محسوب میشد و اگر پاسداران متوجه میشدند، جیرهی نان را کم میکردند. از این رو زندانبانان آن را در یک سطل آب خمیر کرده و در کاسهی توالت میریختند تا به سرعت پایین رود. این (...)

اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟
(اختيارى) كى هستيد؟

© بیداران 2018 سايت با اسپيپ درست شده است بوسيله ى Cleverlink -- RSS