هادی امینیان
در تابستان، سلول از بوی کهنگی عرق بدن و هوای دم کرده غیر قابل تحمل می شود و نفس کشیدن دشوار. رفتن یکی و آمدن دیگری به سلول، کنجکاوی بر می انگیزد. من در سلول ٥ هستم. اینجا به نوعی قلمرو من محسوب می شود و من حاکم آن هستم. مشغولیت من خواندن کتبیه نام هاست روی دیوار. تاریخی را که نام ها ثبت شده اند، سعی می کنم انطباق دهم که در آن زمان من کجا بوده ام. در زمان معلق ام و روی پل رویا. بی بی ام را می بینم با چشمان سیاه اش که پدرم عاشق آنها بود، با خطوط کبود رگ های دو دستش که مثل جغرافیای زمین پیر هستند. زبانش را، که به تکه چرم خشک می ماند، بر روی لبان قیطانی اش حرکت می دهد. گویی چیزی را گویه می کند " به کجا؟ چه کسی؟ با این زانو درد و بی کسی؟»
بسیاری از سالهای دههی شصت بهعنوان سالهای سیاه و خونین حکومت جمهوری اسلامی، سالهای کشتار بیپایان مخالفان سیاسی و عقیدتی در ایران، یاد میکنند.
شاید بتوان نقطهی اوج این کشتارها را تابستان ۱۳۶۷ نامید. بنا بر آمار منتشر شده توسط سازمان عفو بینالملل، در این تابستان بیش از سه هزار زندانی سیاسیـ عقیدتی طی دو ماه، بدون دادگاه، به چوبههای دار سپرده شدند.
«گلزار خاوران»، آنچنان که خانوادهها آن را مینامند، یکی از گورستانهای دستهجمعی در جنوب شرقی تهران است که محل دفن این زندانیان میباشد. گلزار خاوران به شکلی تبدیل به میعادگاه خانوادههای جانباختگان دههی شصت شده بود؛ میعادگاهی که البته در سالهای اخیر با ممانعتهای پیدرپی جمهوری اسلامی در سکوتی سرشار از ناگفتهها فرو رفته است.
منیره برادران از زندانیان سیاسی دههی شصت، که بردارش را در کشتارهای همین دهه از دست داده است، یکی از مسئولان سایت اینترنتی «بیداران» است. به تازگی صفحهای در این سایت انتشار پیدا کرده با نام «خاوران مجازی». او انگیزهی ایجاد خاوران مجازی در سایت بیداران را این گونه توضیح میدهد:
ما، مادران عزادار پس از يكسال عزاداري همراه با دادخواهي مصمم تر از پيش حركت خود را تا رسيدن به خواسته هاي قانونيمان ادامه خواهيم داد و در ادامه اين راه از اين پس خود را مادران پارك لاله مي ناميم چرا كه اولين ميعادگاه اين خانواده بزرگ پارك لاله تهران بوده و اولين تجمع سكوت در تاريخ 6/4/88 در همين پارك برگزار گرديد. مادران به رغم فشار، تهديد، توهين و بازداشت از پاي ننشسته، همچنان و همه جا بين مردم حضوري فعال دارند. مادران پارك لاله، مادراني هستند كه فرزندانشان بخاطر شركت در راهپيمايي اعتراضي، آرام و ميليوني پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري به صرف اعتراض به نتيجه انتخابات كشته شدند. اعتراضي كه با شليك مستقيم به سمت ميليون ها معترض پاسخ گفته شد و در نتيجه آن ده ها تن به قتل رسيدند.
مادران پارك لاله، مادران تمامي زندانيان سياسي، عقيدتي، فعالان مدني و زندانيان گمنامي هستند كه در زندان هاي كهريزك، اوين، رجايي شهر و ... كشته شدند، شكنجه گشتند، مورد تجاوز قرار گرفتند و يا در دادگاه هاي نمايشي محاكمه و به احكام سنگين محكوم شدند. مادران پارك لاله، مادران جانباختگان سي و يك سال گذشته هستند كه هرگز از خون فرزندانشان نخواهند گذشت و خواهان محاكمه آمران و عاملان اعدام هاي فردي و دسته جمعي، كشتارهاي قومي و ديني، زندان، شكنجه، تجاوز، ترور، شبيخون به منازل، به خاك و خون كشيدن خوابگاه ها و ... از دهه شصت تا كنون هستند.
در روز های گذشته به روال هر سال مادر لطفی، قصد برگزاری مراسم سالگرد اعدام انوشیروان لطفی را داشت که بر اساس روش کار ماموران اطلاعاتی در سالهای اخیر، وزارت اطلاعات ضمن تماس با ایشان وی را از برگزاری مراسم منع می نمایند. مادر لطفی ضمن تماس با خانواده های دیگر، مراسم را لغو نموده و تنها با حضور اعضای خانواده خود، مراسم خصوصی را برگزار می کنند. در ساعت ۱۱شب گذشته، ماموران به منزل ایشان هجوم برده و هر چند به داخل منزل نمی روند، اما از همه می خواهند که خانه را ترک کنند. ماموران با ضبط مدارک افراد، مراسم خصوصی مادر لطفی را به هم می زنند. مادر لطفی دچار حمله قلبی شده و به بیمارستان منتقل می شوند. بر اساس اطلاعات موجود، ایشان در بیمارستان ایرانمهر بستری هستند
"یادداشتهائی درباره دادخواهی" کنکاشی است در چگونگی رویاروئی با موارد نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و مسائلی که، در این رابطه، برای سالیانی طولانی ذهنم را به خود مشغول کرده است. سئوالاتی از قبیل؛ "چه کسی باید تنبیه شود، توسط کدام نهاد و بر چه اساسی؟ برای قربانیان و بستگان انان باید چه کرد؟" و علاوه بر آن سئوالاتی در مورد "برقراری تعادل میان اصول اخلاقی متضاد، آشتی میان درخواست مشروع عدالت و درخواستی به همان اندازه مشروع برای صلح اجتماعی و ثبات".
ِياد آر
در بزرگداشت داریوش و پروانه فروهر در یازدهمین سالگرد بهخون خفتنشان ما را تنها نگذارید
پرستو فروهر – آرش فروهر
ببینید :
رای مراجع قضایی به معنای پذيرش وقوع حادثه ای است که در تاريخ رسمي تا آن زمان انکار شده است. از آن پس برای نوشتن تاریخ حافظههای پاره پاره با هم جمع می شوند. این برقراری عدالت است. زمان و مکان در یک نقطه به هم میرسند پذیرش تاریخی امری که تاکنون انکار شده است. در عمل این به معنای بازنویسی تاریخ است. دادخواهي و عدالت، به این معنا خواستي ملي و همگاني است. حقيقت پس از مرحله حقوقي، در خدمت عدالت است.
تجربهی تلخ این سالها به من آموخته است که چرایی و حقانیت نه در نتیجهی عمل که در خود همین پایداری تکرار است. در صیقل حافظه جمعی و درعصیانی که درتکراربیان این درد دوباره و دوباره زایش می یابد. برای من تنها دست مایهیی که ملموس می ماند، خود این عصیان است. سرباززدن از پذیرش چارچوبهای تحمیلی قدرت و قرائتهای حکومتی از واژهها و مفهومها. همین عصیان است که درد را به تسلای دروغین زمان نمی سپارد.