برای دادخواهی، حقیقت و عدالت

| بازگشت به صفحه نخست
جستجو
بیداران
جعفر بهکیش

ویراست اول "داستان ناتمام؛ مادران و خانواده های خاوران؛ سه دهه جستجوی حقیقت و عدالت" در شهریور ١٣٩٤ از طرف "عدالت برای ایران" "منتشر شده است. در شناسنامه کتاب آمده است که مریم حسین خواه کار تحقیق و تدوین و شادی صدر مدیریت این پروژه را به عهده داشته اند.

گزارش در ٢٢٨ صفحه، شامل مقدمه، سه فصل، نتیجه گیری، چهار ضمیمه، فهرست منابع و فهرست نام ها است. به دلیل محدودیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از جمله محدودیت گسترده در کارهای تحقیق و دانشگاهی در ایران، در بسیاری از زمینه ها، به ویژه علوم انسانی و به ویژه در موضوعاتی که حاکمیت نه تنها به تحقیق در آن زمینه ها تمایلی نشان نمی دهد، بلکه مستقیما آنها را منع کرده و پرداختن به آنها مستوجب مجازات است، از جمله حقوق بشر و به ویژه جنبش دادخواهی، کمبودهای جدی در زمینه کارهای تحقیقاتی وجود دارد. از همین رو لازم است از تلاش های موجود برای پر کردن  این خلاء بزرگ استقبال کرد و دست به دست هم داد تا این کمبودها به شکلی مناسب برطرف شوند

بر اساس آنچه نویسندگان گزارش نوشته اند، هدف تحقیق "پاسخ دادن به این سئوال است که خانواده های قربانیان دهه ٦٠ بر اساس موازین بین المللی از چه حقوقی برخوردار هستند و این حقوق، تا چه اندازه نقض شده است. علاوه بر این، تحقیق حاضر تلاشی است برای مستند کردن و ثبت مقاومت مستمر خانواده ها برای دستیابی به حقیقت و عدالت و آزار و اذیت مضاعف آنها به دلیل پیگیری این مطالبات." (ص-١٢)

طبیعی است که انتظار داشته باشیم که گزارش عدالت برای ایران، ادامه تلاش های چند دهه اخیر، به ویژه ١٥ سال گذشته، در جهت شناساندن و بررسی نقش و اهمیت جنبش دادخواهی به طور کلی و تلاش های "مادران و خانواده های خاوران" به طور ویژه در توسعه گفتمان عدالت و حقوق بشر در ایران باشد. از همین رو به دلم ننشست آنجا که نویسندگان گزارش نوشته اند "این گزارش گام نخست در راستای ثبت نقض حقوق مادران و خانواده های اعدام شدگان از یک سو و تلاش و پیگیری آنها برای دادخواهی و روشن شدن حقیقت از سوی دیگر است." (ص-١٣) هر چند در متن به اغلب کارهای جدی در این زمینه اشاره شده است (١).

فصل اول این گزارش "نگاهی دارد بر سه دهه دادخواهی ... و مرور تاریخی بر اعدام مخالفان ج.ا از نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب تا تابستان ١٣٦٧، تلاش خانواده های اعدام شدگان برای پیگیری این اعدام ها و پاسخگو کردن آمران و عاملان آن .... شکل گیری "مادران و خانواده های خاوران" و تاثیر آنها در فراموش نشدن کشتار بزرگ هزاران زندانی سیاسی دهه ٦٠ از دیگر مواردی است که در این فصل به آن پرداخته شده است". (ص-١٧) نقطه قوت فصل اول در این است که تلاش کرده است که با استفاده از روایت های بستگان اعدام شدگان، که تعدادی از آنها، در مصاحبه های عدالت برای ایران با شاهدان، ابراز شده است، خواننده را با تصویری زنده از آنچه در سی و چند سال گذشته اتفاق افتاده است آشنا نماید.

اما متاسفانه در برخی از موارد بسیار مهم گزارش به نتیجه گیری های عجولانه پرداخته است. مثلا، گزارش مطرح کرده است که "در واقع اگر چه فتوای آیت الله خمینی منجر به تسریع و تشدید اعدام ها شد و دست عاملان آن را برای کشتار زندانیانی که در حال گذران دوران حبس شان بودند نیز باز کرد اما به نظر می رسد که این روند با کشتار زندانیانی که از قبل حکم اعدام داشتند، آغاز شده بود." (ص-١٥)

علیرغم اینکه ١) روایت های متعددی بر تدارک کشتار بزرگ زندانیان سیاسی از اواخر سال 66 دلالت دارد (از جمله نگاه کنید جلد سوم کتاب نه زیستن نه مرگ، نوشته ایرج مصداقی)؛ ٢) تعدادی از زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام پیش از شروع کشتار بزرگ اعدام شدند؛ ٣) به گمان تهیه کنندگان گزارش یک گور جمعی که به اعدام های پیش از صدور فتوای کشتار آیت الله خمینی مربوط می شود در گورستان خاوران کشف شده و در همان زمان عکس های آن در نشریات احزاب اپوزیسیون در خارج از کشور منتشر شده است(٢)؛ اما از این مقدمات نمیتوان نتیجه گرفت که کشتار بزرگ زندانیان سیاسی پیش از فرمان آیت الله خمینی آغاز شده است. متاسفانه تهیه کنندگان گزارش نتوانسته اند شواهد و ادله کافی برای این نتیجه گیری خود ارائه دهند. امیدوار هستم که نویسندگان گزارش در ویراست آینده این کتاب ادله کافی برای این نتیجه گیری و یا توضیح کافی برای تغییر آن ارائه دهند. بدین ترتیب یکی از مهمترین نواقص این کتاب بر طرف خواهد شد.

البته برخی نواقص در این گزارش وجود دارد که تهیه کنندگان بدان واقف و به آنها اشاره کرده اند، مثلا اینکه اغلب بازماندگان اعدام شدگان از دادن شهادت به دلیل نگرانی از فشارهای حکومت پرهیز می نمایند. این کمبود سبب می شود که نویسندگان گزارش امکانات محدودی برای بررسی دقیقتر این شهادت ها داشته باشند. چرا که گذشت سالها، حافظه را با اخلال روبرو می کند و یک محقق باید با احتیاط با آنچه راویان بیان مینمایند برخورد نماید.

به گمان من نقطه اوج این گزارش فصل دوم آن است، جائی که به این موضوع می پردازد که بسیاری از اعدام شدگان دهه شصت و به ویژه قربانیان کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان ٦٧، از نظر معیارهای سازمان ملل، مفقود شدگان قهری میتوانند باشند و میتوان پرونده ای برای آنان در نزد گروه کاری ناپدیدشدگان قهری باز نمود.

پیش از این در مورد موضوع ناپدیدشدگان قهری و اینکه بسیاری از اعدام شدگان دهه شصت ممکن است ناپدید شده قهری محسوب و از جانب گروه کاری مربوطه در لیست ناپدیدشدگان قرار گیرند، از جانب فعالین و حقوق دانان به شکل پراکنده صحبت و نوشته شده بود. اما به گمان نگارنده، برای اولین بار در این گزارش این موضوع به شکلی جامع مورد بررسی قرار گرفته است(٣).

کتاب به شکلی تفصیلی این موضوع را بررسی می کند که چه کسانی میتوانند در زمره ناپدید شدگان قهری قرار گیرند و این موضوع را با مثالهای متعدد از شهادت های بازماندگان اعدام شدگان همراه می کند. این مثالها کمک می کنند که بستگان اعدام شدگان به شکلی دقیقتر متوجه شوند که تا چه میزان سرنوشت عزیزان اشان با سرنوشت کسانی که مورد بررسی گزارش قرار گرفته اند شبیه است.

گزارش در انتهای فصل دوم (ص- ٨٥) نتیجه گیری می کند: بنابراین، با وجود اینکه سه دهه است خانواده های قربانیان دهه ٦٠، از "وداع" محروم مانده اند و سئوالات بنیادین شان بی جواب مانده است، برخی از آنها هنوز هم باور به زنده بودن عزیزانشان دارند یا آنها را ناپدید شده و نه کشته یا اعدام شده می دانند، این موضوع، یک موضوع فعلی و جاری نقض حقوق بشر است و نه فقط موضوعی مربوط به گذشته. بر اساس موازین بین المللی نیز نه فقط  قربانیان ناپدیدشدگی قهری بلکه خانواده های آنان، هم چون بازماندگان قربانیان نقض شدید حقوق بشر، تا زمانی که وضعیت ناپدیدشدگی تداوم دارد، از حقوق معینی برای دادخواهی، احقاق حق و جبران خسارت برخوردارند. چنان که گروه کاری سازمان ملل برای ناپدیدشدگان قهری در نظریه تفسیری خود می گوید: "ناپدیدشدگی قهری نقض حقوق خانواده درجه یک و دیگرانی را که با فرد ناپدیدشده در ارتباط بوده اند به همراه دارد. اعضای خانواده از ایفای حقوق و تعهدات خود به دلیل نامشخص بودن حقوقی که در غیاب فرد ناپدیدشده شکل گرفته محرومند.

هر چند خوب بود که در یک ضمیمه لینک به فرم های گروه کاری ناپدیدشدگان قهری و ترجمه آن در اختیار خوانندگان قرار می گرفت. علاوه بر آن روشی را ارائه می داد که خانواده ها بتوانند مستقلا و یا با کمک وکلای مدافع حقوق بشر اینکار را دنبال نمایند و اگر این مسئله امکانپذیر بود، اسامی برخی از اعدام شدگان ایرانی که به عنوان ناپدیدشده قهری در فهرست گروه کاری قرار گرفته اند و اندک توضیحاتی در این زمینه ارائه می شد و یا با خانواده کسانی که نام آنها در این لیست ثبت شده است، مصاحبه ای انجام می شد، تا خانواده های دیگر اعدام شدگان با اطمینان بیشتری در این زمینه اقدام نمایند.

در فصل سوم کتاب یکسره به این مسئله پرداخته شده است که چه حقوقی از خانواده ها سلب شده است. در بخش اولین این فصل به این نکته پرداخته شده است که حق خانواده اعدام شدگان است که بدانند، عزیزان اشان، به چه اتهامی، در چه زمان و مکانی، به چه طریقی، توسط چه کسان و به دستور چه کسانی اعدام شده اند. سپس حق دسترسی به عدالت مورد بررسی قرار گرفته است و در آخر در مورد جبران خسارت و حق برگزاری مراسم و اطلاع رسانی آزادانه و حضور بر مزار عزیزانشان صحبت به میان آمده است.

در انتهای فصل سوم (ص- ١٦٩) از زبان امید منتظری (فرزند زنده یاد حمید منتظری از اعدام شدگان تابستان ٦٧) می نویسد:

من نمی دانم واقعاً چطور می شود رنج ابدی کسانی که کشته شده اند را جبران کرد. من نمی دانم چطور می شود از طریق پروسه ای که خودش به اندازه کافی مثل دانستن حقیقت دردناک است می توانیم که یک جوری آن بی تابی و بی قراری تاریخی را سر جایش بنشانیم. حداقل در مورد گذشته عدالت نمی تواند به طور کامل اجرا شود بخاطر اینکه عدالت یک بار به شکل ناعادلانه اجرا شده است. در مورد آینده حداقل شاید اگر این اعدام ها با روشن شدن حقیقتش یک جوری منتهی به این شود که ما به تاریخ خشونت در این جامعه انتقاد کنیم، اگر منجر به این شود که این سکوت بشکند باز شاید آن مردگان و بازماندگان آرام بگیرند.

 انتشار این گزارش، با وجود برخی ضعف های جدی، تلاش برای جلب توجه عمومی به نقض گسترده حقوق بشر در دهه شصت و به ویژه نقض مداوم حقوق بستگان قربانیان اعدام های آن دهه را تقویت خواهد کرد. من نیز به همراه تهیه کنندگان گزارش باور دارم "احقاق حقوق اولیه خانواده های قربانیان نقض شدید حقوق بشر، یک مسئله روز و یک نقض مستمر حقوق بشر است که باید به عنوان یک امر حال و نه موضوعی مربوط به گذشته، در دستور کار نهادهای حقوق بشری قرار بگیرد. باید نگاه جامعه حقوق بشری ایرانی و بین المللی به مسئله دهه ٦٠ تغییر کند و آن را به صورت یک نقض مستمر حقوق بشر که از آن دهه شروع شده و تا امروز نیز همچنین ادامه دارد ببیند." (ص-١٦٧)

توضیحات:

١- هر چند به گمان من، به برخی از کارهای مهم در جهت معرفی مادران خاوران (از جمله کار ناصر مهاجر در این زمینه) اهمیت لازم داده نشده و برخی از کارهای افراد از جمله نویسنده این معرفی به کرات مورد اشاره و استفاده قرار گرفته است. موضوع آخر مرا نگران می کند که مبادا این مسئله تا حدودی نشانه این نکته باشد که فقری جدی در زمینه ادبیات مربوط به جنبش دادخواهی و به ویژه بررسی و معرفی تلاش های "مادران و خانواده های خاوران" وجود دارد.

علاوه بر آنچه گفته شد، در خاطرات منتشر شده از طرف زندانیان سیاسی، مواردی مهم درباره تلاش های بستگان زندانیان سیاسی و اعدام شدگان وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد. در ضمن در ١٥ سال گذشته برخی مصاحبه های مهم توسط مادران و خانواده های خاوران با رسانه های فارسی زبان خارج از کشور انجام شده است، که به گمان من، مراجعی مهم در بررسی تلاش های "مادران و خانواده های خاوران" هستند. به عنوان مثال، مصاحبه زنده یاد پروانه میلانی با رادیو فردا در شهریور ١٣٨٠ (سپتامبر ٢٠٠١) که (تا آنجا که من اطلاع دارم) اولین مصاحبه یکی از خانواده های اعدام شدگان دهه ٦٠ از داخل ایران با یک رسانه خارج از کشور بود، قابل ذکر است.

٢- من پس از شنیدن روایت های مختلف به این نتیجه رسیده ام که این گور جمعی در مراسم هفتم زنده یاد فرامرز صوفی در جمعه ٧مرداد ١٣٦٧ در گورستان خاوران کشف و دفن شدگان شاید تعدادی از قربانیان اولین روز کشتار بزرگ در زندان اوین در روز٦ مرداد (روز صدور فتوای قتل عام از سوی آیت الله خمینی) باشند. من به این تاریخ در چند نوشته خود اشاره کرده ام. هر چند در مورد این نتیجه گیری نیز سئوالات متعددی وجود دارد که برای آنها پاسخی نیافته ام. مثلا، چرا تنها همین تعداد محدود در گورستان خاوران دفن شده اند؟ آیا در آن روز گورهای دیگری نیز در خاوران کنده و از کشته گان مان پر شده است؟ چرا نشانه ای از آنها وجود نداشته است؟ یا شاید خانواده ها، خاوران را به دقت وارسی نکرده بودند؟

٣- گویا نوشته ای مفصل و مهم توسط دکتر عبدالکریم لاهیجی، رئیس فدراسیون جهانی حقوق بشر، در این زمینه منتشر شده است، که متاسفانه همه جستجوها و تلاش های من برای دسترسی به این نوشته بی نتیجه بوده است.


این نوشته در وبلاگ جعفر بهکیش : من از یادت نمی‌کاهم منتشر شده است

http://jafar-behkish.blogspot.fr/20...

معرفی گزارش عدالت برای ایران با عنوان "داستان ناتمام؛ مادران و خانواده های خاوران؛ سه دهه جستجوی حقیقت و عدالت"
25 ژوئيه 2016
- دادخواهی
در اين سر فصل










© بیداران 2017 سايت با اسپيپ درست شده است بوسيله ى Cleverlink -- RSS