اما خانواده قربانیان میدان تیانمن ساکت نماندند و تسلیم سانسور و سرکوب نشدند. گروهی از آنها جمع «مادران تیانمن» را تشکیل دادند و سخنگوئی از میانشان برگزیدند که یک خانم پروفسور بازنشسته است که فرزندش را در آن کشتار از دست داده است. این مادران خواستار آن هستند که حقیقت آنچه که در آن شب ٤ ژوئن در میدان تیانمن اتفاق افتاد، روشن گردد. آنها از حکومت چین می خواهند که آمار دقیق و هویت کشته شدگان را اعلام کند؛ می خواهند کسانی که فرمان حمله به دانشجویان بی دفاع را صادر کردند، به جامعه معرفی شوند. سال گذشته آنها وب سایتی منتشر کردند و در آن نقاطی را که از آنجا فرزندانشان مورد شلیک قرار گرفته بودند، در نقشه نشان دادند. آنها آمار و هویت قربانیان تیانمن را جمع آوری می کنند.
مسئوليت و وظايف دولت در برابر اعمال خشونت با مخالفان خود يکسان نيست. دولت مجاز نیست همچون یک گروه تروریستی عمل کند. از نظر حقوقی دولت مسئول حفظ جان شهروندان خود است و صد البته اين شهروند همهی مردمان و مخالفان را هم شامل میشود. اين درست است که احترام و رعايت اصول و ميثاق های بين المللي ناظر بر رعايت حقوق بشر تنها وظيفهی دولت نيست، اما دولت بعنوان امضا کننده ی اين قوانين بهشکل حقوقی مسئوليت اصلی رعايت و اجرای آن را برعهده دارد. مدافعان دفاع از خود حاکمیت با اشاره به وضعیت جنگی معتقدند که در شرايط اضطراری دولت ميتواند برخي از اصول را نقض و وضعيت اضطراری اعلام کند. بدون شک این امر در بسیاری از میثاق ها بعنوان حق برای دولت قانونمدار در نظر گرفته شده است. اما آیا میتوان به اين بهانه به جنايت دست زد؟
اين قتل عام بزرگترين كشتار قومي قرن بيستم بعد از هولوکاست است. تجربه هولوکاست و نکبت جنگ دوم جهانی در پی خود به شکل گرفتن قوانین و میثاق های بین المللی انجامیده بود، که توسل به آنها می توانست از تکرار گنوسید در رواندا جلوگیری کند. اما مجامع جهانی در برابر این كشتار تنها يك تماشاچي باقي ماندند. سازمان ملل به جاي تقويت نيروهاي كلاه آبي، كه از اكتبر ١٩٩٣ براي جلوگيري از چنين حوادثي وارد رواندا شده بود، با شروع كشتار آنها را از اين كشور خارج ساخت. در حاليكه رومرو دالر، فرمانده اين نيروها از مدتها پيش كشتار را پيش بيني كرده و اين را به مقر سازمان ملل در نيويورك اطلاع داده بود. اين كشتار بهيچوجه غير منتظره نبود. افراطيون هوتو از مدتها پيش با بوق و كرنا در تدارك آن بودند.
امر بر فراموشي دادن برای جامعه درمان نيست، زمينه ساز تکرار فاجعه است. برای مردم و به ويژه نسل جوان ما که دانستن و جستجوی حقيقت در اين باره را حق خود میدانند. سوال اصلي اين است چگونه مي توان به حقيقت دست يافت؟ آيا امکان جستجوی حقيقت برای همگان وجود دارد؟ آيا " روايت رسمي" حکومت را که هميشه تحريف تاريخ به نفع قدرت است، مي توان بعنوان حقيقت و تاريخ حقيقي پذيرفت؟ آيا همه آنچه که مخالفان و يا منتقدان آن مي گويند درست است؟ معيار و ملاک ما برای تشخيص حقيقت چيست؟.
یک اثر هنری یا یک درخت، وقتی برای نگه داشت خاطره کسانی که در راه آزادی اما در بی حقی مطلق اعدام شده اند، شکل می گیرد، دیگر یک شی یا یا یک گیاه خنثی و بیطرف نیست. سمبل است، سمبلی برای حفظ خاطره و می تواند حتی تا مرز تقدس هم برسد. در جامعه ما سنت چنین یادبودهائی کم است. یک دلیلش وجود حکومتهای استبدادی است که دشمن حقیقت و نیز دشمن حافظه هستند. در بین خود ما هم اما، فراموش نکردن و حفظ خاطره هنوز به یک سنت تبدیل نشده و در سالهای اخیر هم که به حفظ و ثبت حافظه توجه می شود، اما آفرینش و بکار گیری سمبل ها در این جهت هنوز جای درخوری پیدا نکرده است. «درخت دالاس» در ایالت تگزاس آمریکا، سرزمینها و دریاها دور از خاوران، یادبود جان باختگان تابستان ٦٧ است. همزاد درختانی است که روزی در آن گورستان کاشته خواهند شد. در معرفی «درخت دالاس» مصاحبه ای دارم با خانم پری، ساکن دالاس.
منیره برادران
از بازداشتگاه که خارج میشدی این پوستر به چشم میخورد. "ببخش اما فراموش نکن". با خودم میگفتم، آلمان تا همین چند سال قبل هنوز جنایتکاران جنگی را محاکمه میکرد و تلاشی قابل تاملی را برای فراموش نکردن انجام داده است. چرا ما ایرانیان که سالها کشتارهای انجام شده در سالهای دهه اول انقلاب را به فراموشی سپرده بودیم، در حالی که دادخواهی انجام نشده است و ابعاد جنایت انجام شده هنوز در ابهام قرار دارد به خود جرات میدهیم که این شعار را تکرار کنیم. ایا در ایران تکرار این شعار در زمان حاضر به معنی "فراموش کن" نخواهد بود؟ چگونه قربانیان و خانواده های آنان که نه جنایتکار را میشناسند و نه میدانند که دقیقا چه اتفاقی افتاده است میتوانند ببخشند؟ چه چیزی و چه کسانی باید مورد بخشش قرار گیرند؟
حمایت از نیری تنها مختص به شخص خمینی نبود. نیری در جریان کشتار ۶۷ و پس از آن همواره از حمایت کلیه جناحهای رژیم برخوردار بود. در زیر تلاش میکنم گوشهای از این اعتماد را با درج اسناد مکتوبی که در این زمینه وجود دارد نشان دهم. این اسناد از «صحیفه نور» جلد ۲۱ و ۱۷ که مجموعه سخنرانیها، احکام و نامههای خمینی را در بر گرفته، کتاب خاطرات آیتالله حسینعلی منتظری و سایت وزارت دارایی بدست آمده است.
دراوج مباحث در باره ی تشکيل دادگاه بين المللي برای قضاوت در باره ی ده ها جنايت سياسي انجام شده در لبنان در بعد از اکتبر ٢٠٠٥، زمان آن نرسيده که پرونده های بيشتری را بازکرد؟
در زبان عربي الحقيقت به معنای حقيقت است، در اين کلمه "حق" نيز هست که عدالت نيز معنا مي دهد، آيا مي توان به يکي بدون کنار نهادن آن ديگری دست يافت.
بحث اصلي بر سر ارتکاب جنايات و محکوم کردن آن است. و نه فقط سرکوب "ما" ! اين محکوم کردن هم بدون قيد و شرط است. اولين بحث سکوت به محکوم کردن بدون "قيد و شرط" ارتباط دارد وسپس چرايي سکوت در اينباره. برای همين هم تلاش برای گفتن ناگفته ها، تلاشي برای دستيابي به حقيقت است. از اين سکوت فقط جلادان بهره مي برند تا مرز ميان قرباني و خود را مخدوش کنند.