برای دادخواهی، حقیقت و عدالت

| بازگشت به صفحه نخست
جستجو
بیداران
ترجمه مینو خواجه الدین

١

بندگی را تاب نمی آورم

هرگز

من، من هستم.

اگر خم باید بشوم،

شکستن را ترجیح می دهم.

سختی سرنوشت یا قدرت انسان

چنینم و چنین نیز می مانم.

از همین روست که همیشه یک چیزم.

من، همیشه منم.

فرا می روم؛ فراز می روم.

می افتم با تمامیتم می افتم.

٢

فقط یک ساعت آزاد بودن

همانند آواز شبانه در فضا.

می خواهم بر فراز روز پرواز کنم

و فراموشی را بجویم.

بر فراز آب های سیاه

رز سفید را.

روحم را به پرواز درآورم

و خدایا از همه چیز بی خبر باشم

از تلخی شب های بلند

که در آن چشم ها از حدقه در می آیند

به خاطر نیازی بی نام و نشان.

٣

از شبان دیوانگی

از خیال زیبای امید

از آرزوی پاره شدن زنجیر ها

اشک بر گونه ام می غلطد.

و نوشیدن روشنایی...

ساعتی به نور خیره شدن

ساعتی آزاد بودن.

آشنایی با اینگبورگ باهمن ١٩٢٦-١٩٧٣

اینگبورگ باهمن روزبیست و پنجم ژوئن ١٩٢٦ در کلا گه فورت* به دنیا آمد. او در شمار یکی از شاعران بزرگ آلمانی زبان اطریش در قرن بیستم قرار می گیرد. فرزند نخستین، اولگا هاز و ماتیاس باهمن بود. پدرش مدیر مدرسه و مادرش زنی خانه دار بود. اینگبورگ باهمن دوران کودکی و جوانیش را در کرنتن** سپری کرد. وی از سال ١٩٤٥ تا سال ١٩٥٠ دوره ی دانشگاهی خود را در رشته های فلسفه، روانشناسی، زبان آلمانی و حقوق سیاسی در دانشگاه های اینسبورگ، گراتز و وین سپری کرد. اینگبورگ دانشنامه ی دوره ی دکترای خود را در نقد نظریات مارتین هایدگر نوشت. استاد راهنمای او در این دوره مارتین کرافت بود که با بالا گرفتن کار ناسیونال سوسیالیست ها از وین رانده شد.

*** اولین مجموعه ی کار اینگبورگ باهمن بود که در سال ١٩٤٦ به چاپ رسید. در دوران دانشگاهی بلم با پاول کلین ، ایلزه آیشینگر و کلاوس دموس آشنا شد. اینگبورگ اواخر دهه ی چهل و آغاز دهه ی پنجاه روابط عاشقانه ای با پاول کلین داشت. در دورانی که گوینده ی رادیو سرخ/سفید/ سرخ بود اولین نمایشنامه ی رادیویی خود به نام کسب و کار با رویا ها****نوشت. سال ١٩٥٣ جایزه ی ادبی گروه ٤٧ را گرفت. از اواخر همین سال در ایتالیا ساکن شد. سال ١٩٥٧ جایزه ی ادبی برمن را از آن خود کرد. سال ١٩٥٨ با ماکس فریش آشنا شد و به خاطر او به زوریخ کوچید اما بعد ها به ایتالیا بازگشت. این رابطه تا سال ١٩٦٣ ادامه داشت. از آثار دیگر او می توان از:

Anrufung des Großen Bären

Die gestundete Zeit.

Die Zikaden

Der gute Gott von Manhattan

....

یاد کرد.

اینگبورگ باهمان در شب ٢٥ سپتامبر ١٩٧٣ در خانه خود در رم که دچار آتش سوزی شده بود، مجروح شد و به بیمارستان منتقل شد و روز ١٧ اکتبر همان سال بر اثر همین جراحت ها در گذشت. آرامگاه او در آنا بیشل کلاگه فورت قرار دارد. پرونده آتش سوزی که احتمال قتل را پیگیری می کرد از پانزدهم جولای ١٩٧٤ بسته شد. از سال ١٩٧٧ هرساله به مناسبت مسابقه ی ادبیی که در کلاگه فورت انجام می شود، جایزه ادبی اینگبورگ باهمان به برنده ی این مسابقه تعلق می گیرد.


*Klagenfurt

**Kärnten

***Die Fähre

**** Ein Geschäft mit Träumen

© بیداران 2018 سايت با اسپيپ درست شده است بوسيله ى Cleverlink -- RSS